۱۶ تیر ۱۴۰۵

روز سی و سوم

 هفته برای من سه شنبه تموم میشه. ساعت پنج بعد از ظهر که اخرین کلاس، هفته تموم میشه میرم تو تعطیلات. امروز هم زمان با ساعت اخر کلاس یه کیک زردآلو پختم وفرستادم تو فر برای قهوه بعد از کلاس. کیک هزار جور بازی درآورد و اینقدر حرصم داد که فکر کردم خراب میشه ولی یه مزه بهشتی از فر دراومد و خستگی هفته و کلاسهاشو شست و برد. الان دلم میخواد سه روز از تخت بیرون نیام و چشمم به آشپزخونه هم‌نیفته. خوب شد چراغ جادو ندارم وگرنه به دوتا از ارزوهام گند زده بودم امشب.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر