۲۳ تیر ۱۴۰۵

من کیستم؟!

  این پنهان کردن هویت هم داستانی شد برای من. چرا حالا اسرار دارم که قایم بشم پشت یه اسم دیگه. فکر میکنم که تمرین من بر خلاف  بقیه این نیست که شهامت پیدا کنم که با اسم خودم بنویسمو آزاد باشم. اتفاقا من باید تمرین کنم که بتونم یه گوشه ای برای خودم داشته باشم. یه چیزایی داشته باشم که فقط خودمو خودم ازش خبر داشته باشیم.  همش این نیست که بخوام راحت باشم و در مورد همه چی بدون سانسور بنویسم. 

اما خیلی از خودم عصبانی م الان که یعنی انقد مشکل تصمیم گیری هست که نمیتونم برای خودمم اسم انتخاب کنم؟! آخه مگه میشه؟ شده عین جریان امضا. که همین الانم با خجالت باید بگم من اصلا امضای منحصر به فردی ندارم. نمیدونم چرا اما هیچوقت نتونستم انتخاب کنم یا خلاقیتمو تایید کنم و یه چیزی رو برای خودم بسازم.

یه تصویر خیلی پررنگ دارم: از سوم دبستان. فکر میکنم اولین انشا واقعی بود که بهمون داده بودن. از همون روزی که معلم گفت موضوع جلسه ی بعدی اینه که بنویسید " من کیستم؟ " این سوال تو ذهن من شروع شد. بهتره بگم این درگیری سر هویتم.  یادمه چندین و چند  ساعت پشت میزم نشستم به نوشتن و با این جمله شروع کردم : به راستی من کیستم؟  کسی چه میداند ! 

حالا الان وقتم محدوده و خیلی گیج شدم که لیبل و اسمم چی باشه اینجا. حتی با جی پی تی جانم مشورت کردم. اونم که همش همه چی رو تایید میکنه و  به دردم نخور پیشنهاداتش.  میتونم از شما بپرسم؛ به نظرتون من کی هستم؟! اسمم چیه؟ 

۴ نظر:

  1. اوه. خیلی زاویه‌ی درستیه اتفاقاً. بهش فکر نکرده بودم. فعلا انانیموس بمون تا درباره‌ی اسمت تصمیم بگیری.

    پاسخ دادنحذف
  2. آیدا زودتر اومده همون چیزی که می‌خواستم بهت بگم رو گفته. چه ایرادی داره مگه؟

    پاسخ دادنحذف
  3. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخ دادنحذف
  4. من اولین آیدیم ‌idless بود! یادش بخیر!

    پاسخ دادنحذف