۲۶ تیر ۱۴۰۵

اپیزود چهل و سه

 امروز داشتم نوشته‌هاتون رو میخوندم، دلم خواست میدیدمتون. مثل اون سال‌ها که وبلاگ می‌خوندم و گودر بود. بعدتر که دیگه نبود، یه روزی با واو رفتم گالری آیدا. وارد شدیم، سلام و علیک و ایشون آیدان و اون آقا فلانی و اون یکی بیساری. خیلی بانمک بود که چهره‌ی آدمایی رو میدیدم که قبلا فقط خونده بودمشون. معاشرت با آدمایی که اون‌همه وقت جزئیات زندگی‌شون یا چیزهایی که دلشون میخواست رو خونده بودم. بعد خب چون به این اعتقاد ندارم که اُنلی گاد کن جاج و فلان، با واو خاله‌زنکی میکردم که اون آقا رو فکر میکردم قدبلند و قشنگ باشه یا اون‌یکی رو فکر میکردم اعتمادبه‌نفسش بیشتر باشه یا فکر نمیکردم خانم فلانی با اون آقا تیک بزنه.

خلاصه که اینو میخواستم بگم که جالب بود اون ملاقات‌ها برام و این وبلاگ برام شبیه ایگرگه و دونه‌دونه‌ی شمارو دوست دارم ببینم. حالا یه جاج کوچیکی هم میکنم دیگه. ببخشیدم.

۱۰ نظر:

  1. من اغلب خانومهای اینجا رو بسیار زیبا قد بلند و خوش استایل تصور میکنم :)) رضا رو یکم شکم گنده و معین رو لاغر تصور میکنم :))

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. من قدم متوسطه، ۱۶۷,۸. کاش آیدا عکس پرسنلی ازمون منتشر میکرد D:

      حذف
    2. مردم از خنده نیلی. ولی من هم رضا و معین رو همین جوری تصور کرده بودم ولی هیچ تصویر ثابتی از بقیه ندارم :|

      حذف
  2. تصویر منم از هرکدوم از بچه ها از تو دل یکی از داستانهایی که نوشتن اومده. :))

    پاسخ دادنحذف
  3. چه بامزه. منم یه تصویر گنگ دارم از همه و برام جالبه دیدن همتون ؛))

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. قبلاً یه کلاس دیگه با آیدا داشتم توی اینستاگرام. اونجا میشد دید آدمارو. جالب بود

      حذف
  4. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخ دادنحذف
  5. من هم دوست دئارم ببینمتون ولی فکر کنم هنوز زوده! هنوز تصویر کامل و جامع ندارم از همه. بیشتر وقتا مطمین نیستم کی به کیه:(
    تنها خوبی وبلاگ مستقل اینه که مغزم می تونه نوشته رو با کانتکست لینک کنه و تصویر جامعی از پست های ریز ریز بسازه. اینجا کانتکست یکیه. فونت, بک گراند... مغز فرتوت من هم که تنبل.
    همه اینا رو گفتم که برنامه دیدن گذاشتین من رو جا نندازین ها!

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. یه وبلاگ دیگه باید بزنه آیدا، تصمیم بگیریم کجای دنیا دورهم جمع شیم

      حذف