۳۱ تیر ۱۴۰۵

پایان تیر

 امروز اولین یاداشتم رو مینویسم. 

صبح آخرین روز تیرماه باید بهتر شروع می‌شد نه با خبر حمله به همه شهرهای ایران.

صبح دختره رو بردم مدرسه ، کلاس تابستونی داره، توی ماشین نشستیم و در مورد تیرامیسویی که دیشب درست کردیم و مزه ش حرف زدیم . به ماشین پلیسی که سر چهارراه هست و سربازی که تفنگ دستشه نگاه می‌کنیم. دختره میگه : اگر خامه اضافه میکردیم مزه ی پنیرش کمتر به نظر میومد!

دم مدرسه پیاده ش میکنم، توی راه به این فکر میکنم که چطوری میشه خودم رو برای یه غم بزرگ آماده کنم!

اولین کاری که وقتی به خونه رسیدم درست کردن قهوه ست . پناه میبرم به تیرامیسویی که مزه ی پنیر خامه ای و پود کاکائو میده. امیدوارم جواب بده.

۱ نظر: