بعد از یک سال و یک ماهی که از هر فرصتی استفاده کردم که اول غیرمستقیم و بعدتر مستقیم بگم که من از خواستگاری مدل پروپوزال خارجکی خوشم میاد و برام مهمه، و در حالی که حلقهام دستم بود چون ده ماه پیش مدل سنتی ایرانی و در جوار خانواده نامزد! کرده بودیم، امروز تو یه جای قشنگ رو به اقیانوس ازم خواستگاری کرد. انتظارش رو نداشتم و خوشحال شدم. اما خب یه ور کمالگرا دارم که ویدیوهای اینستاگرامی زیاد دیده و میتونه به اندازه کافی راضی نشده باشه. میتونه فکر کنه چرا یه جوری بهم گرا نداد که لباس قشنگتری بپوشم، چرا عکسهای بهتری نداریم یا چرا فقط با حلقه زانو زد و تا جایی که یادمونه چیزی نگفت. ور کمالگرام همین الان و حین نوشتن یادش افتاد که اگه ده تا پله میرفتیم پایینتر و میرسیدیدم به ساحل، بکگراندمون قشنگتر میشد و چرا حواسش به این نبود.
یار به شدت کلینگرتر از منه و همین تفاوت یه جاهایی نقطه قوتشه. اما من بنده جزییاتم. از قضا تو پیامهای خداحافظی این روزها با دوستای دانشگاهم فهمیدم جزیینگریام برای بقیه هم ویژگی بارزمه که با اون میشناسنم. اما الان مشکل اینه به همین راحتی میتونم با جزیینگری آلوده به وسواس و کمالگرایی نذارم تلاش عزیزترینم برای خوشحال کردنم بشه یه لحظه خاص و موندگار.
یه کمی به خاطر اینکه خیلی خوش گذشت و هیجانش رو دوست داشتم، یه کمی هم به خاطر اینکه همه جزییات مطابق میلم نبود، بهش گفتم کاش بازم انجامش بده. شبیه اون بچهها که عاشق فوت کردن شمع تولدن و هربار فوتش میکنن، میخوان که دوباره براشون روشنش کنن تا باز فوت کنن. اما خب نمیدونم برای من چقدرش به خاطر لذت اون لحظه است و چقدرش به خاطر ساختن یه عکس استیجشده که ممکنه هیچجایی هم منتشرش نکنم! ضمنا نمیدونم چقدر بلدم مثل بچهها در لحظه باشم و چندباره از یه اتفاق ذوق کنم. در نتیجه که میخوام به اون ور کمالگرام بگم فاکآف و به جاش دل بدم به ورِ خوشحال و عاشق وجودم و کیف همین یکبار پروپوزال رو ببرم.
آخ از این ور کمالگرا جزئینگر. دقیقا منماون لحظهیپروپوز که مغزم خاموش نمیشد تنام ویدیو و عکسای پروپزی که اینور اونور دیده بودمو مرور کردم. نهایت اینه هیچ چیزی اونشکلی که به نظر میاد نیست وقتی اتفاق میوفته.
پاسخ دادنحذفعشق وشادیتون همیشگی 3>
آخی مبارکه🥰🥰 اگه دوستشون نداری، برای یکی دیگه خودت برنامهریزی کن و لباس موردعلاقهات رو بپوش. 🥰🥰
پاسخ دادنحذفمبارک باشه 😍
پاسخ دادنحذف