من آدم ادامه ندادنم. هزار تا مثال دارم برای کارهایی که با شوق شروع کردم و نیمهکاره رها شدن. تراپیستم جاش خالیه که فعل جملهم رو تصحیح کنه و بگه رها کردم.
اینجا ولی چهل بار نوشتم. چهل روز پشتسرهم نوشتم و این برای من خیلیه. ممنونم از آیدا که اینجارو درست کرد برام. راستش هر شبی که اومدم بنویسم، عددهای کنار پست قبلی رو نگاه کردم و دیدم که شما خوندید و کامنت گذاشتید و با خودم گفتم عه! یه کسی نه تنها دیده، بلکه یه چیزی هم برام نوشته و این بیشتر سر ذوق آوردم و هلم داد که بعدی رو بنویسم.
میریم چهل تای دوم؟
پ.ن۱: کاش آیدا معلم نقاشیم بود. دلم میخواست چهل روز پشتسرهم نقاشی هم میکردم.
پ.ن۲: الان دیدم دوتا اپیزود سی و دو دارم. یعنی این میشه چهل و یک ولی خب میذارم همینجوری بمونه که چهل قشنگتره.
من تمام نوشته هاتو تا بحال خوندم :) آدم از خونده شدن سر ذوق میاد
پاسخ دادنحذفقربونتون برم. بله بله واقعاً
حذف