امروز لب ساحل یه مامانی رو دیدم که بچه ی دو سه ساله اش رو بغل کرده بود، بچه خواب بود و اون خانوم داشت کتاب میخوند. تا اینجای کار خیلی هم عالی. از اونجایی که پس من چرا نه ؟ شروع میشه، همه چی سخت میشه. این مدت یکی دوتا کتاب دم دست گذاشتم که به بهانه ی اولویتهای واهی نمیخوانمشان. در گوشه ی ذهنم هم حواسم بود بهانه هایم واهی اند، اولویتهایم قلابی. این مادر عزیز رو که دیدم یک فحش مستقیم به خودم قلمدادش کردم. او هم بچه داشت. بچه ی او هم خوابیده بود، آن هم در بغلش!
درد این سرزنش اوج گرفته بود که دیدم، دارم از چیزهای دیگری با تناسبات نامتناسبی عصبانی میشم امروز! یادم آمد ماه پیش اولین باری بود که بعد از ۱۸ ماه پریود شدم. و الان دو روز مانده به ماه بعدی! با اینکه چت جی پی تی گفته بود انتظار نداشته باش که پریودهات وقتی دوباره شروع میشن منظم باشن، شواهد حاکی از آن است که گویا مرتب خواهد بود!
۱۸ ماه سعادتمند بوده ای :-)
پاسخ دادنحذف