بالاخره برگشتم خونه، طی سفری که با شش تیکه قطار و اتوبوس و مترو انجام شد. پنجمین باری بود که گذرم به پاریس میافتاد. لیترالی گذرم میافتاد چون هیچوقت هدف خود پاریس نبوده. چاهار بارش ترانزیت اتوبوس یا قطار داشتم و یک بار هم برای گرفتن ویزا بود که کلا 48 ساعت طول کشید. ترکیب بدشانسیها و مصیبتهای شخصیام با نوع سفرم که باعث میشد همهاش با رخ نخواستنی شهر روبهرو بشم، باعث شده پاریس بشه آخرین نقطهای از اروپا که دلم میخواد ببینم.
وقتی بعد از تأخیر قطار اول رسیدیم پاریس، سه ساعت وقت داشتیم تا خودمون رو برسونیم به ایستگاه شمالی. موج دوم گرما رسیده و هوا به شدت گرم بود. البته راحت جابهجا شدیم و مشکل خاصی پیش نیومد جز اینکه باز باید چمدونها رو بین طبقات مترو بالا و پایین میکردیم. تو این شهر ایستگاه مترویی پیدا میشه که برای همه ورودیها و خروجیهاش پلهبرقی/آسانسور داشته باشه؟ با خودم فکر میکنم دلم میخواد فقط وقتی بیام پاریس که یا اونقدر مینیمال شده باشم -یا سفرم کوتاه باشه- که بتونم با یه کابینبگ سبک بیام و یا اونقدر پولدار که بتونم از ایستگاه قطار/فرودگاه مستقیم اوبر بگیرم به محل اقامتم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر