در این دو روز ما به معمای لاینحلی که چند سال است درگیرش شده حرف زدیم. راه حلی نیست. من که اصولا solution.oriented هستم در این کیس کاملا درمانده شده ام.
همسرش خوش مشرب و سرحال بود. موفق بود. شغل خوبی داشت.درآمد بسیار خوب. قرارداد های مهمی بین دو کشور دیگر میبست و مرتب در سفر بود . اقامتش به مشکل خورد و مدتی نتوانست از کشور خارج شود. شفلش را از دست داد و ورشکست شد. مادرش را بر اثر تزریق داروی اشتباه از دست داد. پسر دایی اش که از رفیق صمیمی کودکی اش بود هم طی حادثه ای از دست داد. بعد رفیق صمیمی اش را از دست داد. خیلی زمان برد تا اقامتش درست شد و دیگر نتوانست سر کار برود. پرخاشگر و بداخلاق شد. و چند سال است که دوستم سر کار میرود و با سختی زیاد زندگی را با یک حقوق میچرخاند. مرد خیلی حالش بد است. همه جوره غم هایش را بشکل خشم روی دوستم بالا میاورد. درمانده و افسرده است. توهین و تحقیر میکند.دوستی ندارد. در خانه نشسته و تمام وقت فیلم و کارتون میبیند. هیچ کاری در خانه نمیکند و تراپی هم نمیرود. تقریبا هشت سال است که این وضع برقرار است. دوستم خیلی زجر میکشد. هر روز دعوا و خشونت روانی و اقتصادی و حالا هم فیزیکی. خانواده و دوستان اصرار داریم که راه حل جدایی ست ولی این زن اینهمه سال در این رابطه مانده چون دلش میسوزد. چون دوران مهربانی و دست و دلبازی مرد را دیده و الان کسی را میبیند که همه چیزش را از دست داده ٫ عزیزانش ٫شغلش ٫اعتبارش ٫اعتماد به نفسش و همه ی آنچه هویتش را میساخته و حالا دخترش و همسرش آخرین چیزهاییست که اگر از دست بدهد نابود میشود.
دوستم دلش نمیآید با جدا شدنش به مرد آسیب بیشتری بزند و دارد مردی از هم فروپاشیده را تحمل میکند٫دوستم خودش را کیسه بوکس همسرش کرده و آسیب های زیادی خورده. چند سال است که همش سردرد است٫تفریحی ندارد٫شیفت های طولانی کار میگیرد تا بتواند از پس قبض ها و هزینه های غیر ضروری مرد برآید.امروز بهش کمک کردم ریز حساب بانکی اش را بررسی کند و متوجه شدیم مرد با شماره کارت او هر ماه خرید هایی میکند که صدایش را هم در نمیاورد٫اشتراک پلتفرم هایی را خریده که مادر و دختر اصلا بهره ای از آن اشتراک نمیبرند . زن به معنای واقعی دارد شکنجه میشود ولی وجدانش اجازه نمیدهد این مرد درمانده بی پناه را رها کند. این مرد دارد از جشمانش و قلبش خون میچکد.
شما اگر بودید چه میکردید؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر