۲۹ خرداد ۱۴۰۵

جمعه بود

 امروز کمد لباسارو مرتب کردم، کلی لباس نو پیدا کردم که تا دو سال پیش محال بود تو خیابون پوشیدشون، در راستای همون پنج میلیارد دلاره باید یه واگینگ کلوزت هم اضافه کنم که حداقل هفت تا ده قدم بشه توش راه رفت. درهای همه قفسه ها  هم شیشه ایی باشه ،نورپردازی از داخل قفسه ها و کف علاوه بر نورپردازی کلی .با تشکر.

بعدش رفتم دوش گرفتم و یکی از اون پیرهن هایی که پیدا کرده بودم پوشیدم ورفتم فوکاچا ،دلم برای چاکلت لاوا هاش تنگ شده بود بعد از شیش ماه خودمو مهمون کردم، مزه بهشت میداد. یکی دوساعتی بودم یکم با بچچهای اونجا معاشرت کردم و برگشتم  

الان نشستم رو تراس ودارم نوشته های هم وبلاگی هارو میخونمو لذت میبرم، ولی فکر کنم از چند روز دیگه نمیشه نشست روی تراس چون پشه ها لتو پار میکنندم.

هیچ نظری موجود نیست: