عصای موسی
یه ربعیه سر تقاطع کریمخان و سنایی وایسادم دوستم برسه. راهها رو شور حسینیا با موکب و دسته بستن و گیر کرده تو ترافیک. آدما از جلوم رد میشن و حتی یه نفرم ندیدم که با تاپ و شرت و تیشرت و سگ به دست نباشه. این جامعه رو به منم بدی دیگه نمیتونم این شکافا رو پر کنم. اینور جوبش تا اونورش اقیانوسها فاصلهس. چجوری میخوای پل بزنی؟ جز با عصای موسی.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر