۲۹ خرداد ۱۴۰۵

Haircut

 دوشنبه تصمیم اش رو گرفت با اینکه همه می گفتند سایز موهات خوبه ولی به نظر خودش دیگه بهم ریخته بود .اما در واقع دنبال اون مدل دادن و کوتاهی نبود دنبال اون حال خوب بعدش بود 

سه شنبه با اینکه صبح هم یک جلسه ۴ ساعته بود. بعدش هم یک گزارش رو نهایی کرده بود و خیلی جوون نداشت و دوست داشت بره یکسره خونه و بخوابه، زنگ زد و هماهنگ کرد و رفت و موهایش رو کوتاه کرد .
کوتاه کردن موهاش همیشه حالش رو خوب میکرد .
انگار با هر قیچی که به موهاش می خورد ، ناراحتی ها و سنگینی های روی شونه هاش روبا اون تار موها می ریخت روی زمین.
مدل bob زد، براشینگ هم کرد ، فر موهای خودش رو بیشتر دوست داشت تا این حالت صاف،  از در سالن  اومد بیرون با اینکه هوا گرم بود ولی باد می اومد ، باد موهایش رو به حرکت درآورد چه حس خوبی بود که بعد اون حس سبکی باد توی موهایش پیچید .
چشمانش رو بست و ذهنش را به باد سپرد .

هیچ نظری موجود نیست: