کلافه بود. به اختلاف خورده بودن. داشت تعریف میکرد که دوستدخترش دوست نداره تو یه کشور دیگه زندگی کنه اما خودش مطمئنه که نمیخواد فعلا و بلافاصله بعد از مستر برگرده آلمان و میخواد چندسالی یه کشور دیگه زندگی کنه، شاید سوئد یا نروژ. گفت آدما تو زبانهای دیگه شخصیت متفاوتی دارن و شخصیتِ انگلیسیزبان خودش رو دوست داره. حرفش یادم موند.
من ولی شخصیت انگلیسیزبان خودم رو دوست ندارم. به نظرم حوصله سربر و زیادی مودبه. تو دنیای انگلیسی بلد نیستم شوخی کنم، از کنایه و ضربالمثل و محاوره هم استفاده نمیکنم، دعوا هم نمیتونم بکنم. در حالی که از مظلومیت و سربهراهی بیش از حد بچگی و نوجوونیام پشیمونم و تازه چندسال بود اعتماد به نفس و جسارت مطلوبم رو تو جمعهای فارسی به دست آورده بودم، به واسطه مهاجرت دوباره افتادم تو همون تله.
زبان برای ارتباط برقرار کردن ریزهکاریهایی داره که وقتی به زبان مادری صحبت میکنیم متوجهش نمیشیم و هیچجا هم یاد داده نمیشن. بدون اونا پیام منتقل میشه، اما احساسات و ظرافتها نه. مخصوصا تو کشورهای مودب انگلیسیزبان این بیشتر پیش میاد به نظرم. یه ادب نمایشی خاصی برای حرف زدن دارن. بذار بگم پسیو اگرسیو مثبت. نمیشه مستقیم و تو د پوینت نقد کنی. اول باید مودبانه تشکر کنی، نکات مثبت رو بگی، نون ساندویچ رو بذاری خلاصه و بعدش نقدت رو بگی. یعنی ممکنه یه نقد طولانی و تند و بیخود رو که به خوبی شکلاتپیچ شده بپذیرن، اما اگه بخوای یه نقد ظریف بکنی و قبلش مقدمهات رو خوب نچیده باشی، حتی نمیذارن کلامت منعقد بشه و میگن بیادب و بیملاحظهای.
جومپا لاهیری بعد از یک عمر نوشتن به زبان انگلیسی، تصمیم میگیره به زبان دیگهای بنویسه. ایتالیایی یاد بگیره، مهاجرت میکنه ایتالیا و حالا دومین کتابش به ایتالیایی رو هم نوشته. حالا خوب میفهمم چه جسارتی به خرج داده، هم خودش رو به چالش کشیده، هم ابزارهای یه زبان جدید رو به جعبهابزار نوشتنش اضافه کرده.
* اسم اولین کتاب جومپا لاهیری به زبان ایتالیایی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر