از امروز روزها شروع به کوتاهتر شدن میکنن.
عاشق تقویم خودمونم. یک تیر از لحاظ فیزیکی هم شروع تابستونه. شیش ماه اول ۳۱ روز دارن و هیچکس اشتباهی نمیگه ماه اردیبهشت سی روزه. برعکس، چند نفر از حفظ میدونن ماه می ۳۱ روزه؟ همه باید بشمارن، بجز کسی که ۳۱ می به دنیا اومده.
یادم نمیاد بعد از مهاجرت چقدر طول کشید که برای دنبال کردن تقویم خودمون مجبور شدم از تبدیل تاریخ استفاده کنم. تولد خانواده و دوستامو به فارسی حفظم ولی تاریخ میلادیشون یادم نمیمونه، همیشه حوالی که میرسه تبدیل تاریخ میکنم و امیدوار باشم که نگذشته باشه. بعضی وقتا مجبور میشم پیام بدم یادم بود تولدت بود، ولی یادم نبود تقویم امروز چندمه. بعضی تولدارو تو تقویم زده بودم، اما از اون قسمت بیچالشیش خوشم نمیومد. دلم میخواد خودم تولد آدمای مهم زندگیم یادم باشه، و هم خودم هم اونارو سورپرایز کنم.
چند روز دیگه تولد مامانمه. وقتی تولد منه همیشه بهم میگن کیک بخر و گل بخر و برو خوش بگذرون. حیف که تولد من کریسمسه، اینجا همه چیز تعطیله. کیکو باید از دو روز قبل بخرم و گل هم همینطور. منم امیدوارم برای مامانم کیک بخرن خوش بگذرونن، گرچه بعید میدونم کشی یادش باشه خوش گذروندن چیه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر