۰۵ تیر ۱۴۰۵

۴۰ روز رو تمدید کنیم آیا؟

اومدم پست امروزمو بنویسم. قبلش یه نگاهی به پست‌های دیروز انداختم ولی نخوندم‌شون، به عنوان آذوقه‌ی بین راه گذاشتم‌شون واسه فردا. فردا دارم می‌رم یه شهر دیگه و دو ساعت توی راه رفت‌ام و دو ساعت توی راه برگشت. توی راه هیچی به اندازه‌ی وبلاگ‌خونی مزه نمی‌ده. عین قدیما. نگران پلی شدن ناگهانی موزیک و صحنه‌های ناهنجار هم نیست آدم، برعکس اینستاگرام یا توییتر. 

همون‌جور چشمی اما دیدم یکی‌تون نوشته بعد از پایان ۴۰ روز قراره چی بشه این‌جا. 

اولش قرارم با خودم این بود که بعد از این ۳۰ روز که الان شده ۴۰ روز، دسترسی‌ها رو ببندم. و بچه‌های جدید رو اضافه کنم. بچه‌های جدید که نه، مدتیه دارم روی یه دوره‌ای کار می‌کنم با عنوان «اتاقی از آنِ خود». به نظرم دوره‌ی باحالی شده و خود من یکی که خیلی به این روتین جدید احتیاج دارم. می‌خواستم دسترسی بدم به بچه‌هایی که توی اون دوره ثبت‌نام می‌کنن. می‌خواستم حیات این وبلاگ کلاً با بچه‌های دوره‌های نوشتن ادامه پیدا کنه. اماخب چه کاریه. الان همه‌ی ما که این‌جاییم الردی بچه‌های نوشتن‌ایم. پس برای اون دوره یه وبلاگ جدید درست می‌کنم. یا شاید یه کتگوری جدید، همین‌جا. این‌جا رو هم همین‌جوری نگه می‌داریم واسه‌ی اونایی‌مون که هنوز می‌نویسن و ۴۰ روز رو می‌خوان تبدیل کنن به ۱۰۰ روز و بعد به ۱۸۰ روز و بعد حتی خدا رو چه دیدی، به ۳۶۵ روز. کیف داره، نه؟ سختی وبلاگ زدن شخصی اینه که آدما که متفرق شن، دیگه ممکنه کم پیش بیاد بریم به تک‌تک‌شون سر بزنیم. این‌جا اما مثل کافه‌ی سر کوچه‌ست. هر جای دنیا که باشیم قرار می‌ذاریم روزی یه بار ازش رد شیم و به هم سلام کنیم و در حد یه چای یا قهوه بگیم چه خبر. یه وقتایی هم در حد یه سالاد یا پیتزا. خانواده‌ مگه چیزی جز همینه؟

اتفاقاً بامزه هم هست. ببینیم چه‌قدر آدم دووم میاره برای منظم نوشتن. ببینیم چه‌قدر در حالی که به نظر کار ساده‌ای میاد، کار سختیه، و ببینیم چه‌قدر تغییر می‌کنیم در طول راه. چه‌قدر شخصی‌تر می‌نویسیم، روون‌تر می‌نویسیم، بی‌پرده‌تر می‌نویسیم. 

فکر کردم هر ۴۰ روز یک‌بار، یه اعلان عمومی می‌کنم برای بچه‌هایی که دوست دارن به این چالش بپیوندن اما الان پشت درن. آی‌دی‌هایی که تو این چهل روز ننوشتن رو حذف می‌کنم و بچه‌های جدید رو ادد می‌کنم. بلاگر اجازه می‌ده فقط به  صد نفر دست‌رسی بدم به عنوان نویسنده. خب؟ خب به این فکر کن که بعد از چند ماه می‌شیم صد نفر که داریم تو یه ده کوچیک وبلاگی زندگی می‌کنیم و هر روز برای هم دست تکون می‌دیم. اومدم بنویسم مثلاً ورژن مجازی قریه‌ی مردمانِ خوش‌بخت، اما دیدم به عنوان یه ایرانی بهتره بگیم قریه‌ی مردمان بی‌بخت (نگون‌بخت نگفتم که سیاه‌نمایی نکرده باشم:|). طی هر دوره یه سری بازی هم براتون طراحی می‌کنم که حوصله‌مون سر نره. 

موافقین؟ اگه آره، فقط لازمه یه کار کنین. هر کدوم برین علاوه بر اسم خودتون، «دوره‌ی یکم» رو هم به لیبل نوشته‌هاتون اضافه کنین. این‌جوری هم‌دیگه رو و پست‌هامون رو گم نمی‌کنیم.


نیلی، مادام پ، و آریا. دیگه وقتشه شما هم روی پای خودتون وایستین و لیبل‌هاتون رو خودتون بزنین لطفاً. تا الان هم‌چنان من دارم می‌زنم براتون!

۱ نظر:

Zilaa گفت...

عااالی میشه 🥹🥹 اصلا این قریه‌ی گمشده‌ی من 😍😍😍