درسته مهاجرت داره از زوایای مختلف پاره ام میکنه ولی واقعا هیچ حور دیگه ای دنیام در این جهات جدید بزرگ نمیشد. سوال های تازه. کشف های تازه.
تصویری که آدم از خودش داره، ارزیابی که از توانمندی ها و ضعف هاش میکنه، شکلی که خودش رو میبینه و هویتی که برای خودش تعریف میکنه، خیلی مربوطه به جهان اطرافش. وقتی صفر مختصاتت جابه جا میشه ، با تمام این سوال ها دوباره روبرو میشی. وقتی حتی نمیدونی چطور دیده میشی ، چقدر فهمیده میشی. وقتی از درک خودت توی بستر جدید عاجز میمونی.
البته ، من مینویسم " جا به جایی صفر مختصات" ولی واقعیتش اینه که ،
ج
ا
ب
ه
ج
ا
ی
ی
ص
ف
ر
م
خ
ت
ص
ا
ت !
خیلی زیاده! خیلی طول میکشه! خیلی مبهمه!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر