۱۷ خرداد ۱۴۰۵

اپیزود چهار

سوشی هم چیز جدیدیه برام. نه که تازه خورده باشم، تازه علاقه‌مند شدم. این سوشی‌فروشی پایین آوا یه سوشی داره که گه‌گاهی هوس می‌کنمش. امشب با این‌که خسته‌م و کلی کار نقاشی دارم برای کلاس فردام و اصلا حوصله‌ی آماده شدن برای حضور در آواسنتر ندارم ولی یه جین و تیشرت میکشم تنم و خودم رو به شریمپ‌شیتاکه‌ی عزیزدلم میرسونم.

قبلا این‌جوری بودم که هوس پاستا می‌کردم. هوس املت علی‌املتی می‌کردم. هوس استیک کگ می‌کردم. این سوشی ولی مال میان‌سالیه گمونم.

بعد جالبه برام که یه پول‌هایی رو راحت خرج می‌کنم مثلا صبح خانم اپراتور لیزر گفت فلان کارو پیشنهاد میدم بکنی برای بستن منافذ پوستت و اینا، گفتم نه. به نظرم گرون و بی‌فایده بود ولی همون پول دوتا رول سوشیه که خب نوش جونم. فکر کردن نداره خرج کردنش.


پ.ن: اگه حوصله کردید، برام یه آهنگی که امروز گوش دادید رو می‌نویسید منم گوش بدم. دلم یه آهنگی می‌خواد که از سلیقه و انتخاب خودم نیاد.

هیچ نظری موجود نیست: