۳۱ خرداد ۱۴۰۵

درخودفرورفته

از دیروز که نوشتم، رفته‌ام تو خودم و در رو بستم.

الان منی که نمی‌نویسه مونده بیرون و هر کاری که به نظرم می‌رسید کردم که حداقل در رو باز بکنه من برم تو، ولی جواب نگرفتم تا حالا. حتی استخر هم رفتم. زیر دوش، یواش براش خوندم:

April & May, are you ok?
talk to me, say I don't have to go that way
pictures in frames - all misplaced - back in a  
haze

 

جواب داد

Oh darlin, darlin

What have I done?

Now I do my talking with a gun 

And blood will spill into the gutters

And it will stain the morning sun

ازش پرسیدم، صاحب وبلاگ my reticence الان کجاست؟ اون موقع که اون آهنگ‌ها رو می‌ذاشت کجا بود؟ از کجا این آهنگ‌ها رو می‌آورد؟ 

الان اومدم نشستم رو پله جلو در، آهنگ‌ها رو به نوبت تو سپاتیفای پلی می‌کنم و از تو لیست لینک‌هاش دونه دونه چک می‌کنم ببینیم کیا رو از قدیما یادمونه .. آااب، هاجر، استامینوفن - خاک بر سر پرشین بلاگ. 

هیچی در حال حاضر تهییجش نمی‌کنه. حتی پیدا کردن دوباره وبلاگ آیدا! 

پا می‌شم زیر کونم رو می‌تکونم و ولش می‌کنم به حال خودم. فکر نکنم امروز بخواد حتی جواب سلام بده. چه برسه به نوشتن. 


 

هیچ نظری موجود نیست: