ناخن شست پای چپ دیگه حسابی کبود شده. نگرانی ندارم. بار اول نیست که ناخن کبود میشه. مربی هم خیالم رو راحت کرد و گفت برای دونده استقامت کاملا طبیعیه که ناخنش افتاده باشه. کبودیش، خاطره نیمه ماراتن سختی شد که تو گرمای سی درجه و روزاول پریود تونستم رکوردی که میخواستم رو بزنم. این کبودی هنوز دردش تموم نشده، دارم میگردم دنبال ماراتن تو پاییز.
بچه رو که برده بودم استخر، آ رو دیدم. رفیقیم و گاهی همین چهل دقیقه استخرِ بچهها فرصتی میشه بتونیم یکم معاشرت بدون بچه داشته باشیم. از کار پرسید. گفتم خبر خوب اینکه تازه اولین حقوق بیکاری رو گرفتم. خبر بد اینکه کمتر از چیزی که فکر میکردم ریختهن به حسابم. آ گفت، قرار بود از جولای رزومه بنویسیها. براق شدم و گفتم نه بابا فقط شش ماه قرار بوده استراحت کنم. تازه دو ماه گذشته. رفیق شفیقم یادآوری کرد که سه ماه شده دقیقا. به هر حال از تک و تا نیافتادم و رفیقم باز یادآوری کرد که کار پیدا کردن از ایده تا اجرا استهلاک بالایی داره، و قول داد که صبوری کنه و سه ماه دیگه دوباره بیاد سراغم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر