امروز با یه حرکت دو امتیازی هم تیشرتمو که دو روز بود خریده بودم با سیگار سوزوندم و هم مبل خونهی مردمو. تیشرته رو دو میلیون خریدم دو بار پوشیدم یعنی روزی یک میلیون وایساد تا بره توی سطل آشغال. خوبه اختیار مملکت دستم نیست. خدا هم خودش خوب میدونه قدرتو دست کدوم دیکتاتور بده.
درگیر یه چیز احمقانه شدم از ح خوشم اومده ولی انقد مناسبات پیچیدهای هست که گفتن ازش براساس هزینه فایده آدام اسمیت هنوز تو ضرره. با چتجیپیتی مفصل حرف زدم گفتم حرف بزنم یا نزنم من از هوای عشق اون دل بکنم یا نکنم؟ گفت بگو بذار بین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن. گفتم حالا گوگوش خودش تو عشق همچین کارنامه درخشانی نداره با دوتا تک ماده تا اینجاشم اومده یه چیزی بگو اینجا به بعدشو خسرالدنیا نشیم. گفت «سام سی لاو ایز ئه برنینگ ثینگ». گفتم امروز دوتا چیز سوزوندم سومی نمیخوام قلبم باشه نهایت برا یه لامپی چیزی جا دارم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر