مهاجرت به کانادا کابوس من بود. همیشه. حتی یکی از اصلیترین مشکلات بین من و ب مهاجرت بوده بخصوص مهاجرت به کانادا. پانزده سال پیش که دخترک فقط سه ماه داشت و من افسردگی زایمان را میگذراندم، افتاد دنبال کار مهاجرت. میگفت بعد از سال ۸۸ و اتفاقاتی که افتاد دبگر اینجا جای ماندن نیست. یک روز من و دخترک نوزادم را به دفتر مهاجرتی برد و گفت باید به کانادا برویم یا استرالیا! در دفتر مهاجرتی خانم زیبا و جوانی برایم توضیح داد که بخاطر رشتهی شما و اینکه زبان انگلیسیتان خوب است، باید کلاس آیلتز بروید و بعد هم آنجا که رسیدید شما کار کنید و همسرتان فعلا در خانه بماند تا کا های اقامت جور شود و هزار مزخرف دیگر! من اینطور بودم که وات دِ فا...! من از مهاجرت متنفرم. اگر هم روزی تصمیم به مهاجرت بگیرم جایی نزدیک ایران باید باشد که دوستش هم داشته باشم. مثلا یونان. یا نهایتا اروپا مثلا اسپانیا! کانادا بروم چه کنم! راه به این دوری و تازه من بروم سر کار و او در خانه بماند. این دیگر چهجور زندگیست!
از همان موقع کشمکشهای ما شروع شد. مدام دور باطل باید از ایران برویم و نه نمیتوانم بیایم و دوباره و دوباره تا به امروز.
از کانادا متنفر شده بودم. کلا آن روزها از هر چیزی که باعث میشد دعوا کنیم متنفر میشدم.
اتفاقی با صفحهی آیدای عزیز و دوست داشتنی آشنا شدم. آنموقع ایران بود و روزهای سختی را تجربه میکرد.
نمیدانم زبان و نوشته.ی آیدا چهگونه است که توانسته من را به کانادا و لب ساحل و کتاب خواندن در سایه وکافه رفتن ها و قهوه خوردنها و خلاصه به همه چیز آنجا علاقه مند کند. همیشه یک تصویر بیروح و زشت از کانادا در ذهنم داشتم اما آیدا آن را تغییر داده. عجیب است نات اونلی از کانادا متنفر نیستم، بات آلسو دیگر کمی هم دوستش دارم! البته این ها چیزهایی است که همیشه و در همه جا حال من را هم خوب میکند اما آیدا که مینویسد جور دیگری مزهاش را زیر زبانم حس میکنم.
ممنون آیدا 🙋♀️
این را هم بگویم که میدانم تمام لحظههایی که مینویسد خوش نیست و سختیهای زیادی دیده و میبیند. منظورم نوع نوشتنش از هر چیزی است. مثل خودش کاریزماتیک است. حتی از غصه نوشتنهایش هم جود دیگری به دلم مینشیند. به خودش هم گفتهام.
گاهی وقتها خودم را تصور میکنم که مهاجرت کردهام و با سختیهایش هم کنار آمدهام. میدانم که ته وجودم قدرتش را دارم اما هنوز نمیخواهم به او و خودم اثبات کنم. من دیر ناامید میشوم و هنوز هم از زندگی در ایران ناامید نشدهام.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر