امروز عصر دلم کیک خانگی میخواست. به میم تکست دادم: میشه برام رسپی یه کیک ساده بفرستی؟ گفت اسفنجی خوبه؟ گفتم یه چیزی که بشه توش کشمش و گردو ریخت.
از پختن شیرینیهای نازدار فرانسوی در آشپزخانهام در شیراز، حالا رسیدهام به پختن یک کیک ساده و سریع اسفنجی در آشپزخانه خانه مردم در امریکای شمالی.
رسپی را فرستاد و گفت قلقلش در خوب هم زدن تخممرغهاست. بعد از هشت ساعت کار مداوم، لایق یک چرت مرغوب در عصر ماه جون بودم اما مغزم فرمان پختن کیک را داد.
آرد را که میخواستم اضافه کنم یادم افتاد الک ندارم. برای یک کیک اسفنجی ساده الک بودن یا نبودن آرد اهمیت ندارد. کیک لوف لیمویی فرانسوی نیست که کره باید با دمای مشخص روی بخار آب، ذوب شود.
هنوز تبدیل سانتیگراد به فارنهایت را بلد نیستم، این قسمتش را از چتجیپیتی کمک گرفتم.
یک لیوان قهوه آماده کردم تا در کنار کیک گردو و کشمشیام که تازه از فر بیرون آمده، ترکیب اعلایی بسازم. برای میم عکس فرستادم و نوشتم خوب شد کیکم.
کیک را گذاشتم توی دهانم و منتظر ماندم تا طعم کشمش روی زبانم آب شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر