۲۸ خرداد ۱۴۰۵

زبان نا تمام

آقای ناتمام بیشتر از بیست و پنج سال است که به انگلیسی کار می کند. به انگلیسی خرید می کند و به اداره برق و آب و گاز زنگ می زند ولی هنوززبان فارسی را بیشتر دوست دارد چون برایش ملموس است و خودمانی است و قشنگ است و به احساساتش  نزدیکتر است. در خانه هم تا جایی که می تواند فارسی حرف می زند, یا حداقل سعی می کند.

ولی زبان فارسی آقای ناتمام را دوست ندارد. یا حداقل زبان فارسی اینترنت و شبکه های اجتماعی آقای ناتمام را دوست ندارد. زبان فارسی کار و خرید و موقعیتهای اجتماعی هم همینطور- کلا آن زبان فارسی که آقای ناتمام بیشتر از بیست و پنج سال پیش بلد بود به این زبانی که می خواند و می شنود و می بیند زیاد ربطی ندارد.

آقای ناتمام اینکه به فارسی بنویسد آلردی را اصلا دوست ندارد. حالا لغت خارق العاده و ایده آلی هم برای جایگزینی آن ندارد، ولی هر وقت در ذهن نیمه فارسی و نیمه خارجی اش جمله ای با کلمهء بیگانهء آلردی کامل می شود کل جمله را خرد می کند و می شکند و  ودوباره به فارسی می سازد. ولی ظاهرا زبان فارسی  امروزه این کلمهء آلردی و خیلی کلمه های خارجی دیگر را خیلی دوست دارد.

آقای ناتمام اصطلاحات فارسی جدید را هم دوست ندارد. نصف آنها را نمی فهمد و از نصف دیگری که می فهمد انزجار دارد. اصلا دوست ندارد بشنود "پشمام"! نه اینکه بی ادبی باشد - آقای ناتمام خودش خدای بی ادبی است - ولی آهنگ فارسی این اصطلاحات جدید را دوست ندارد. فقط تمام ایرانیهای دیگری که به ایران نزدیکترند و فارسی ترند و فارسی بیشتر حرف می زنند این اصطلاح پشمام و پسر خاله ها و دخترعموهایش را خیلی هم می پسندند و هم دوست دارند.

آقای ناتمام بیست و پنج سال پیش که به این کشور آمد از فارسی ایرانیهای اینجا هم بدش می آمد. قدیمی بود و ضعیف بود و به دل نمی نشست. حالا هر کسی که تازه به این کشور می آید از فارسی آقای ناتمام خنده اش می گیرد. قدیمی است و ضعیف است و گاهی بی معنی. 

آقای ناتمام زبان و فرهنگ فارسی لحظهء مهاجرتش را خیلی دوست دارد، که بیست و پنج سال است غیر از ذهن خودش در هیچ زمان و مکان دیگری وجود ندارد.



هیچ نظری موجود نیست: