راست میگن عزاداری جمعی عروسیه. اینجا رو میخونی میگی خداروشکر همه افسرده و عصبی و ناامید و تنهان آدم دیگه احساس تنهایی نمیکنه. از تنها چیز کرونا که اون اولاش خوشم میومد همین بود. بالاخره یه بحرانی اومده بود که همه مردم جهان مثل ما داشتنش بلوند و سبزه نمیشناخت. پارسال که برق میرفت زنگ میزدم به دوستم میگفتم ما چار ساعت برق نداشتیم تو چه خبر میگفت ما شیش ساعت نداشتیم اصلا یادم میرفت دیگه. خودمو که نمیتونم گول بزنم با قرص خوبم. میره اشکم دربیاد سیتالوپرام میگه بذا برات خشکش میکنم. میرم سمت پرتگاه کنکور و فلوکستین و پوکساید میگن هی آقا کجا کجا. امروز دو نفر آدم رندوم تو خیابون بهم گفتن تیشرتت چقدر قشنگه. و با این چیزا. که مسکنن. مسکن هم درد رو التیام میده ولی خب معده رو هم رنجور میکنه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر