۰۴ تیر ۱۴۰۵

پنج شنبه ، چهار خرداد ، بیست و پنج ژوئن

 

از خوب بودن لذت نمیبرم. چون فکر میکنم مجبورم آدم خوبی باشم. ظاهرش اینه که هیچ کس به هیچ کاری مجبورم نکرده، نمیکنه ، ولی پیش برنده ی رفتارهام ، یه جبر درونی شده است. نان استاپ! دوست داشتم برای دل خودم ، آدم خوبی بودم.


الان؟ آدم خوبی ام ولی دل ندارم.


خیلی گرمه . مغزم رسما سوخته . کاش میشد الان ژلی فیش باشم. 

Just sleeping on the ocean and feeling pretty!

 




هیچ نظری موجود نیست: