آغازین دقایق یک تیر ماه، اینجا زیر دریای کاسپین گربه خانم، مصاف شده با وارش؛ ورجه وورجه قطره های ریز بارون از پنجره طاق باز شده چوبی رو به کوچه. پنجره ای پوشیده با میله های آهنگی «آبی» ضمختیش رو پوشونده! پنجره ای که همین امروز صبح براش نوشتم«آسمون قشنگه حتی از پشت میله ها». صدای ضربِ آهسته فرود آب روی سیمان کف حیاط، دسته دیگه ی قطره ها که شیرجه میزنن تو آب جمع شده وسط حیاط و دونه های ریز شوار؛ دونه های ریزی که با همراهی نسیم میخوره به صورتم و نمیدونم از نرمی و لطافت اونهاست که وجد میام یا از صورت تشنه م که در انتظار، تمنای این لحظه رو داشتن. نت ها هم کوک طبیعت...بهار رفت و تابستون فرا رسید. این وارش رو خلعتی
میدونم از سمت تو، برای خودم!
پ.ن:واژه کوک دلیلی شد تا صدای خانم گوگوش فضا رو پر کنه«مثل یک نوت لب گیتار»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر