من همیشه برای انجام هرکاری یه همراه داشتم، واسه همین تنهایی یه کاری کردن برام خیلی سخته. چه برای یک کار کوچیک، چه بزرگ وقتی تنهام اصلا اعتماد به نفس ندارم و استرس میگیرم. اصلا مهم نیست چه کاری ها.
با اینکه خیلی درون گرام و آدمهای زندگیم زیاد نیستن، ولی خیلی بهشون وابستم. برای همین با تنها بودن خودم اصلا اوکی نیستم و نمیتونم تنهایی از چیزی لذت ببرم. اصلا خیلی حال میکنم میبینم وقتی بقیه تنهایی میتونن انقدر با خودشون حال کنن و وقت بگذرونن. به نظرم یکجور هنره یا شاید مهارت باشه، نمیدونم. میدونم دیگه وقتشه که یادش بگیرم. یعنی باید یادش بگیرم. چون از الزامات بقای این روزهاست. توی یه مووی کلاب ثبت نام کردم. میتونستم به x بگم، با هم بریم، ولی از قصد نمیگم که برای یکبار هم که شده یه کاری رو تنها کرده باشم. اولین فیلمی که قراره ببینیم و دربارش حرف بزنیم The Worst person in the world. قبلا فیلم رو دیدم. هم دوسش داشتم و هم دوسش نداشتم. فکر میکنم خیلی مناسب حال این روزهام هم باشه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر