۰۱ تیر ۱۴۰۵

رمزهای بدیهی

یک حساب سپردهء بلند مدت دارم که خیلی سال پیش قبل از ازدواج باز کرده ام. خیلی هم توش پول نیست، ولی هر از گاهی که می خواهم چیزی بخرم که به نظر خودم بهتر است از حساب خانوادگی جدا باشد از آن استفاده می کنم.

امروز رفتم موجودی را بعد از مدتها چک کنم و متوجه شدم رمز عبور مبارک را صد البته فراموش کرده ام.

طبق قاعده اسم تمام زنهایی که قبل از ازدواج کمی تا قسمتی می شناختم را ردیف کردم و یکی یکی شان را در فرمول رمز عبور ضرب کردم و دانه دانه به بانک مربوطه ارائه کردم. نشد که نشد و حسابم هم قفل شد.

بعد از چند ساعت دوباره برگشتم با رمز تلفنی یک بار مصرف رمز عبور را عوض کردم به اسم دخترم - سیستم بانکی بلافاصله  فرمودند تکراری است و نمی توانم از این اسم استفاده کنم.

یک یادداشت خیلی خصوصی و خیلی قدیمی توی تلفتم داشتم که خودم سالهای سال قبل برایش رمز گذاشته بودم که هیچ کس غیر از خودم نتواند آن را بخواند. انقدر هم رمز خوبی برایش انتخاب کردم که خودم هم سالهاست نمی توانم آن یادداشت را باز کنم چون از اینکه چه رمزی انتخاب کرده ام هیچ ایده ای ندارم. به محض اینکه رمز حساب بانکی قدیمی ام را کشف کردم همان رمز را روی یادداشت هم امتحان کردم و به راحتی و بدون اعتراض باز شد.

حالا چند ساعت است که مشغول برداشتن اسم بچه ها از تمام رمزهای قدیمی و جدید هستم که انقدر بدیهی نباشم. از الان هم مطمئنم همین فردا صبح همهء این رمزها را به کل فراموش می کنم. یا زودتر. و بعد دوباره همه را در یک لحظهء عصبانیت و اعصاب خوردی از این حافظهء منحط با اسم بچه ها جایگزین می کنم- تا چند سال دیگر، یا چند ماه، یا روز.

۱ نظر:

Nili گفت...

من یک فایل پسوردها در گوگل درایو دارم به اسم رمزها. خیلی زحمت کشیده ام کلمه رمزها را به فینگلیش نوشته ام مثلا خیلی امن است :)