۳۱ خرداد ۱۴۰۵

اشک

همه امروز به اشک و تو تخت گذشت
از صبح که رسیدم خونه خودم فقط اشک ریختم تا همه اشکهام تموم‌ شد
حالا باید صبر کنم تا اشک تازه درست کنم

خسته ام و سرم داره از درد منفجر می شه




هیچ نظری موجود نیست: