وقت هایی که الف موهام رو کوتاه میکنه، زیباترین و خوشبخت ترین زن جهانم.
اولین بار موقع کرونا بود، بیرون نمیشد رفت و من از بلند شدن موهام ، که همیشه پسرونه بود، کلافه بودم. دست به قیچی شد و نجاتم داد. کارش خوب بود. حیلی با دقت و البته محبت. بعد از مهاجرت دیگه به خودم زحمت آرایشگاه پیدا کردن ندادم، از مدل کوتاهی موهام راضی بودم و بیشتر از اون از اینکه اون موهام رو کوتاه میکنه.
خیلی یواش و با حوصله اس. یه جوری ریز ریز موهام رو قیچی میزنه که من حوصله ام سر میره گاهی. وقتی باهاش حرف میزنم، مثل بیشتر وقتایی که تو رفته تو بحر چیزی به سختی جواب میده. در حدی که تو ذوق من نخوره واکنش نشون میده ولی میدونم تقریبا نمیشنوه. مدلش موقع دقت کردن همین جوریه. اون یواش یواش موهام رو کوتاه میکنه و من تو آینه به خودمون نگاه میکنم و دلم غنج میره. و طولانی وقت دارم توی سکوت این تصویر رو تماشا کنم. هرچند تصویر رمانتیک یا زیبایی هم نیست همچین. ابروهاش تقریبا تو همه، به چشمام که اصلا نگاه نمیکنه، لبخند هیچ و صحبت هم به ندرت. ولی من کیفورم. از مدل دل به کار دادنش، از مراقبت با ملاحظه اش ، از محبت ساکت و آرومش ، حساسیتی که به خرج میده و زوری که میزنه که من خودم رو زیباتر ببینم. و من زیباتر میشم. زیباترین میشم.
نمیدونم دقیقا چرا این کوتاه کردن مو برام این همه تجربه ی عاشقانه ایه، ولی یکی از اون هاست که توش میتونم پیری رویایی م رو هم تصور کنم. اینکه دستاش بلرزه و من چندان مویی هم روی کله ام نمونده باشه ولی برام هنوز موهام رو کوتاه کنه. تصویر عاشقانه ام از دوران پیری این جوریه. و همیشه توی آینه ، وقتی موقع کوتاهی مو دارم بهش نگاه میکنم، به ذهنم میاد.
وقتی تموم میشه،با ذوق نگام میکنه، چشماش میخنده و من حس میکنم خیلی خوشبختم.
۲ نظر:
خواهر من یک رسمی داره به اسم مو جلزی کردن. یکی از لذت هاشه که یک نفر دستشو بکنه توی موهاش و باهاش بازی کنه. سریع خوابش میبره. یک بار ما این ایین رو در یک مهمانی اجرا کردیم نوبتی افراد دراز میکشیدند و دیگری با موهایشان بازی میکرد . فکر میکنم این مو کوتاه کردن هم مثل جلزی کردن هم جسمی هم روانی آرامش بخش و لذت بخشه بخصوص وقتی رابطه ی احساسی در بین باشه.
اره . منم در احساس خواهرت شریکم :))
ارسال یک نظر