۰۱ تیر ۱۴۰۵

فوتبال دشمن

 از اول جام جهانی تقریبا بیشتر بازیهای مهم رو نگاه کردم به غیر از بازی‌های ایران. طوری وانمود کردم که اصلا وجود ندارن. هر چیزی که به این تیم مربوط میشه رو رد کردم. اما تیم ملی مثل یه زخم عمیقه، با نادیده گرفتنش، بازم چرک میکنه.  

متاسفانه حتی اگه بازی‌ها رو نگاه نکنی، بازم نمیتونی اخبار رو نبینی. یهو متوجه میشی نشستی داری تک تک مصاحبه‌ها و اتفاقات و حواشی رو نگاه میکنی. پشیمونم. با خودم میگم این آدمها ارزش فکر کردن هم ندارن، چه برسه به عصبانی شدن.

دلم میخواد حق بدم به همه طرفدارا، به همه‌ی اونایی که همچنان امید دارن، به همه‌ی اونایی که همچنان میتونن چشماشون رو ببندن و لذتش رو ببرن، ولی نمیتونم. کاش نویسنده کتاب فوتبال علیه دشمن یک کتاب کامل ازمون مینوشت. از ما و تیم فوتبالی که ما رو متحد نکرد بلکه کینه‌هامون، اختلافهامون رو بیشتر کرد. اون علیه، از عنوان کتاب باید حذف بشه اینبار.

هیچ نظری موجود نیست: