۲۷ خرداد ۱۴۰۵

هرچی می‌دوئیم نمی‌رسیم چرا؟ (چهارده)

 تولد بچه نزدیکه. گفت تا مامانی هست کیک بخرید برام، چون دیگه روز تولدم این‌جا نیست. گفته بودم حالا ببینم چی می‌شه. امشب بعد از کار رفتم براش کیک بخرم که سوپرایزش کنم. فقط مامان خبر داشت. رفتم داخل مغازه، کیکای خوشگل و رنگارنگ. گفتم یه کیک کوچیک بگیرم، از این نمی‌دونم دونفره هست، چهارنفره هست چیه؟ از اونا. تا پارسال تولد هر عزیزی می‌شد، یکی می‌گرفتم می‌بردم براش. تا مدتهای زیاد قیمتش بین ۷۵ تا ۱۰۰ تومن بود. آخرین بار پارسال (پارسال هم نه دقیق دوازده‌ماه قبل، مثلن شش ماه پیش) گرفتم ۱۶۵ تومن. امشب؟ ۴۸۰ هزار تومن! جا خوردم رسمن. واقعن خسته‌م. چقدر بدوام نرسم؟ آخرین حقوقی که گرفتم (ماه پیش) شصت‌وپنج تومن بود. فقط خدا می‌دونه هنوز به یک هفته نرسیده پنج تومن تو حسابم بود! به زور خودمو کشوندم به آخر ماه. قدیما ماهی دو سه تومن حقوقم بود، همون اول نصفش رو پس‌انداز می‌کردم، با باقیش تا ته ماه می‌رفتم، تازه بازم برام می‌موند! خسته‌م، چه بلایی دارن سرمون میارن؟؟ شرمنده‌ی بچه‌هامم…

هیچ نظری موجود نیست: