از یک ماه پیش برای یکشنبه مهمون دعوت کردم. اما متاسفانه نمیدونستم که بخاطر گرما یک هفته قبلش هم بچهها تقریبا تو خونه میمونن و من دو روز مونده به مهمونی، انقدر از صدا سرم پره که فقط دو روز سکوت نیاز دارم. عجالتا فردا برای نصف روز هم دوست دخترک میاد و همراه با صدای بیشتر میریم برای آمادهسازی مهمونی!
امروز حتی وقت نکردم برم سراغ آفیسم. هفته دیگه هر طور شده بتونه رو تموم میکنم و رنگ رو میزنم که با تعطیلات تابستونی دخترها، غار منم آماده باشه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر