دو روزه دستم به نوشتن نمیره. داستان ندارم انگار. این هفته دارم منظم و با برنامه پیش میرم. دو ساعت زبان میخونم، دو ساعت رو مقاله خروجی پایاننامهام کار میکنم، دو ساعت هم دنبال کار میگردم. تا اینا رو انجام بدم ساعت شده شش. ذهنم بدجوری خسته میشه. دست کمی از یه روز کاری نداره در واقع و شباهتی به تابستون هم. گمونم فالو کردن دوستها و همکلاسیهای خارجی روم تأثیر منفی گذاشته وگرنه چندتا تابستون آخری که ایران بودم برنامه کار و کار و کار بود. حالا هم فولتایم مشغولم و امیدوارم دستمزدم یه کار دائمی همراه ویزا باشه...
چقدر حوصلهسربرم. شاید حوصله ندارم چون دو دست پشت سر هم تو کهربا به یار باختم! :دی
امیدوارم خبرای خوب بدی بهمون به زودی
پاسخ دادنحذف