۰۱ مرداد ۱۴۰۵

دوام

 به قول شعر آقای عبدالملکیان و دکلمه خسرو شکیبایی نازنین :
" و من دیگر جوان نمی شوم نه به وعده عشق و نه به وعده چشمان تو و دیگر به شوق نمی آیم نه در بازی باد و نه در رقص گیسوان تو "
احتمال جنگ بار دیگر شدت گرفته.
کما اینکه الانم دست کمی اوضاع از اوضاع جنگی نداره.
اما مادرانی مثل من که دلشون می لرزه برای کودکانی که با هر صدا چیزی درشان می شکند که ساده درست نمی شود، شایدم اصلا درست نشود.
تازه اگر تو فکر کنی که می تونی از جنگ فرار کنی و به گوشه ای بری که خطر تهدیدت نکنه.
اما هیچی مطابق برنامه ریزی و تفکرات ما پیش نمیره
ما فقط داریم تمرین تاب آوری می کنیم .
و فقط تاب آوری است که ما رو تا اینجا نگه داشته.
و باز برمیگردم به این جمله که ما سرزمین صلح های کوتاه بین جنگ های پیاپی هستیم.
امروز تیم مون همگی با هم داشتیم می رفتیم ناهار یکی از بچه ها از اون ساختمون اومده بود ، گفتیم با هم بریم همگی.
داشتیم غذاهامون رو گرم میکردیم ساعت یک.
یهو برق رفت. برق اضطراری شروع شد یک سری چراغ ها روشن شد ولی گرما رو نتونستیم کاری کنیم.
این که شد اوضاع ناهار .
بچه ها هر کدوم یک طور خسته بودن .
حرف که می زنیم هر کسی یک طور مکانیزم دفاعی شو فعال کرده که بتونه ادامه بده.
با هم شوخی کردیم و گفتیم و خندیدیم .
و سعی کردیم دوام اوردن رو تمرین کنیم.










هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر