نمیتونم باور کنم که این زندگی منه. نه اون مدل باور نکردنی که آخر فیلما میگه آی کنت بلیو وی مید ایت، نه. من نمیتونم باور کنم زندگیم اینه. نمیتونم یه لیوان دستم بگیرم و فکر نکنم این زندگی مال من نیست که دارم میکنمش. این مال یکی دیگه بود و انگار من دزدیدم. نه، دزدیدن درست نیستش. انگار نقش اول یه فیلم رو دارم، ولی این نقشو واسه یکی دیگه نوشتن. من فقط چون به موقع رسیدم و لوکیشنو پیدا کردم، دیالوگ میگم.
امروز بالاخره رفتم باشگاه. تو اپلیکشن تمرینا دیدم دفعه قبل که سری اول تمرینارو زدم هیوده روز پیش بوده. ولی امروز خیلی قوی بودم، بعضی وزنههارو بالا بردم و تکرار بیشتر زدم.
زرشک پلو با مرغ خوردیم. برنجمون خوب نیست، به همون دلایلی که قبلا هم گفته بودم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر