حس قبل از مسابقه رو دوست دارم. برای من اصل مسابقه از یک ساعت مونده به وارد زمین شدن شروع میشه؛ رودررویی با خودم و اینکه چقدر میخوام برنده باشم. مخصوصاً از وقتی مزه بردن رو فیزیکی توی بدنم حس کردم و بقیه کلاب جدیام گرفتن. در مقابل، گاهی هم دنبال توجیه میگردم که باختن اینقدر بد نیست و نوبت بقیه است که ببرن. اما ته تهش با خودم کنار میام. بلند به خودم میگم یا حتی مینویسم: میرم تو زمین برای بردن بازی، ولی اگه هم باختم، آسمون به زمین نمیاد؛ اشتباهم رو پیدا میکنم، کسی هم بعد از دو هفته یادش نمیمونه.
امروز مسابقه بود. بین بچههای کلاب خودمون و شعبههای کلاب خودمون. قرار بود خوش بگذرونیم. نُه تا تیم هشت نفری. تو سه تا زمین. زمان هر بازی دو دقیقه، دو امتیاز. یه جوری چیده بودند که هر کی با یکی همرده خودش روبرو بشه. دو تا مسابقه اول، حریفام ردهشون از من بالاتر بود ولی میدونستم چجوری میشه بردشون. هر دو رو زیر یک دقیقه راحت بردم با دو امتیاز. تا سمیفاینال رفتیم جلو. به خاطر کمبود وقت تک امتیازی شد مسابقه. هر کی اولین امتیاز رو توی دو دقیقه بگیره.
تیم حریف جلو بود ولی اگه ما سه نفر آخر تیم، مسابقههامون رو میبردیم، تیم ما میبرد. حریفم تنها کسی بود که ازش میترسیدم، چون نمیدونم باهاش چی کار باید کنم. وقتی روبروی هم وایستادیم قبل از شروع مراسم، کلی برای هم از دور با زبون اشاره کری خوندیم. سعی میکردم نشون ندم که مطمئن نیستم به بُردنم. کیای بلند کشیدم. هر دو بهترین ضربهمون، ضربه سره. باید دقیقه یکم اینا بوده باشه، که یهو فکر کردم ایده خوبیه که به جای سر، برای دستش برم. ولی ایده خیلی بدی بود. اون برای سرم اومد. همزمان ضربههامون نشست. پرچم برای حریف رفت بالا.
مچ خورم رو گرفتم. فکر کنم قبل از مسابقه تو ذهنم بهش باخته بودم. فقط جرات نداشتم به خودم بگم. والا چرا باید سعی میکردم نشون ندم که مطمئن نیستم به بُردنم؟ نفر هفتم برد، نفر هشتم مساوی کرد. تیم ما سوم شد.
«آ» بعد از مسابقه بهم گفت ضربه هردوتون عالی بود ولی تو خوب تموم نکردی. تنِ صدا و فرم بدنت میگفت که خودت باور نداشتی امتیاز بوده. داورا مطمئن نبودنت رو دیدن.
سِنسی همیشه میگه که نتیجه مسابقه تقریباً قبل از مسابقه معلومه؛ فقط ده درصدش توی زمین اتفاق میافته. راست میگفت؛ آخه اگه به خودم نمیباختم، شاید از حریف میبردم.
پرواز مامان اینا نیم ساعتی نشسته. شاید ده دقیقه وقت دارم ببینم من کجام و مامان اینا کجا. تعریف بردن چیه و من میخوام ببرم یا نه؟!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر