۲۳ خرداد ۱۴۰۵

ملکه زمین خوردنهای مفتضح

 ملکه زمین خوردنهای مفتضحم. اولینش از رو اسب بود. بعد از چند ماه اسب سواری دیگه قلقش دستم اومده بود. من و  پنه‌لوپه، اسبم، حسابی اخت شده بودیم با هم حالا اسب خودم که نبود اسبی بود که با هم تمرین می‌کردیم. قشنگترین حسی که تجربه کردم همون یکی شدن با اسب بود تو حرکت مخصوصا تو تاخت. تاختم خوب شده بود و حتی تونستیم با هم از رو مانع کوچیک هم بپریم. چه هیجانی داشتم به خودم مغرور که به چه کردی پریس جون. تمرین تموم شد ک نشسته بود رو سکو با لبخند داشت تحسینم می‌کرد. ذوق داشتم که برم پیشش و براش از تجربه ام بگم با جزئیات، همیشه شنونده خوبیه برای این حسها. فقط نفهمیدم چی شد وقتی پای چپم رو از تو رکاب در اوردم و چرخیدم یادم رفت پای راستم رو به موقع در بیارم، از رو شکم پنه‌لوپه سر خوردم با پشت به شدت خوردم زمین. درد تو  کمرم بود اما از اون تصویر مسخره نمی‌تونستم جلو خنده‌ام رو بگیرم. تا ۶ ماه نمی‌تونستم راحت بشینم.

دومیش سر تمرین اونج تئوری بود. روی تردمیل بودم یکی از بهترین دوهام بود. آل اوت رو تا ۱۰ مایل در دقیقه دویدم برای ۳۰ ثانیه، اما عالی بود باز کلی حسِ به‌به پریس جون چه پیشرفتی، داشتم باید جابجا می‌شدیم و می‌رفتیم برای تمرینهای روی زمین. تردمیل رو متوقف کردم. روش منتظر بودم که یه جا تو صف بین بقیه پیدا کنم و ازش بیام پایین. اشتباه محاسباتی کردم و فکر کردم پام رو تردمیله اما رو هوا بود و یهو سقوط کردم. اینبار شست پام بود و ناخنم برگشت. همه پریدن طرفم که خوبی منم به عنوان قهرمان سقوطهای مسخره، آره آره چیزی نشد اما تا یک هفته با درد راه می‌رفتم و می‌دویدم و ناخنم هنوز سیاهه.

آخرین بار هفته پیش بود. دوچرخه رو بردم بیرون تو پیاده رو منظر ک بودم بیاد بیرون و هی طول داد. حوصله‌ام سر رفته بود در حالیکه رو دوچرخه بودم یه قدم رفتم جلو، اما پام رو بد گذاشتم زمین یهو پیچید و من و دوچرخه با هم سقوط کردیم. زیر دوچرخه سنگین گیر کرده بودم باز هم از تصویر خودم خنده‌ام گرفته بود ، مچ پام هم درد می‌کرد اما حواسم به دور و برم هم بود که کی منو تو این حالت مسخره دیده کسی تو خیابون نبود اما مطمئنم این همسایه فضول هندیمون از پشت پنجره داشت قهقه به من می‌خندید. در طول مسیر مچ پام بهتر شد ولی تصویر افتادن مسخره‌ام از جلو چشمم نمی‌رفت هم به خنده‌ام می‌انداخت هم کل غرورم رو محو می‌کرد.

تو فکر دور بعدم کجا باز می‌تونم خلاقانه و مفتضح بخورم زمین، باید برم جایی این توانایی رو ثبت کنم.

هیچ نظری موجود نیست: