روز هجدهم؛ براش اهنگ فرستادم و گفتم روش قفلی زدم ، میدونستم میدونه چرا، دلتنگی… چند وقت پیش فیلم ارزش عاطفی رو هم گفتم ببین ، دید و باز میدونست چرا …ترومای مشترک مون… زنگ زد و از این که چه شرم ها دست از سرش برنمیداره هنوز گفت و رفتیم تو گذشته هامون، یه شیرجه کوتاه دونفره، آخر مکالمه مون گفت چسبید بهم، گفتم به منم … نمیدونم چقدر دیگه جغرافیای بی رحم قراره دور مون نگه داره، دلتنگم براش…
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر