صاف شدن کدورت ها آدم ها را به هم نزدیک تر هم میکند. من کدورت زدایی در زندگی دو نفره مان را دوست دارم. چون تقریبا همیشه نزدیکترمان کرده. اشاره به دیشب و ماجرای ظریف و گل درشت.
امروز آمدم دیدم آیدا دوره ای گذاشته به نام «اتاقی از آن خود». که یعنی دفتر به مثابه اتاقی از آن خود. یا گاهی بجای آن. از شباهت اسم این کانسپت با آنچه من در دومین پستم نوشته بودم به نام ویرجینیای درون ، خوشحال شدم. خوشحال شدم که انقدر ایده ی جالبی بوده که آیدا آن را استفاده کرده. ولی از بی سر و صدا و بی ذکر نام بودنش خوشحال نشدم.
الان که نگاه میکنم میبینم روزهای اول چه برای دل خودم مینوشتم. بی آنکه خواننده رو در نظر بگیرم ،درست مثل نوشته های روزانه ی دفتر خودم. ولی از یک جایی به بعد خوانده شدن، وزنش را روی نوشته هام انداخت و لحن و فرم روزنوشت هام را تغییر داد. انقدر که گاهی مستقیم رو به شما مینویسم. نمیدونم از این رویه جدید خوشم میاد یا نه. حس بازیگری رو بهم میده که باید خیلی کاردرست باشه که جلو تماشاچی اجراش واقعی به نظر برسه. انگار که تماشاچی ای وجود نداره. و من انقدر کاردرست نیستم در نوشتن.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر