یه ویدیو دیدم یه خانومه لقمهی کوکو و کتلت میفروشه، هر لقمه دویست تومن. تو ویدیو جوری میگفت دویست تومن انگار دویست تک تومنه. اولش فکر کردم تک تومنه و ویدیو خیلی قدیمیه، ولی از کامنتاش فهمیدم که نه اتفاقا، جدی جدی دویست هزار تومنه. بعد این همه پول حتی یک یورو و سی سنتم نمیشه. بعد دیدم تو پیجای لواشک و ترشک مردم خریدهای میلیونی میکنن ده میلیون، سی میلیون لواشک. بعد بیشتر از ده پونزده کیلو نبودا، نه که بگی برای خرید عمده بوده، همون خرید یه سال مثلا. یه پیج کفش دستساز مجلسیم دیدم، که خرید قسطی گذاشته بود. کفش مجلسی قسطی.
انگار با اون کاردی که انگشتامو بریده بودم لج کردم. حتی وقتی تمیزه میذارمش تو ماشین ظرفشویی. خشکش نمیکنم، و پیاز باهاش خورد میکنم. مطمئنم اونم با من لج کرده، چون اینبار موقع پیاز خورد کردن، انگشت شستمو برید. خیلی سطحیا، ولی جوری که بگه حواسم هست داری چیکار میکنی. بعدم آب پیاز رفت توی زخم و حسابی سوختم. منم گذاشتمش تو ماشین، مایع نریختم و ماشینو روشن کردم واسه برنامهی سه ساعته که حسابی داغ شه و حسابی خشکش کنه. امیدوارم وقتی ازین سونا درمیاد کند شده باشه.
گاز جدیدمون خیلی پرفشاره، همه چی روش میسوزه، جرئت ندارم شعله های بزرگشو روشن کنم، یا شعلهاش رو بذارم رو درجهی بالا. با شعله کوچیک و شعلهپخشکن و مینیمم درجه، ده دقیقهای همه چی توش میسوزه. امیدوارم پول اضافی واسه این همه فشار ندیم، همینطوریشم داریم اضافه پول خرج میکنیم این سوختهها رو جدا کنیم، و قابلمههارو ده بار بشوریم. قابلمههارم عوض کردیم، ده روزه ازشون استفاده میکنیم انگار یه عمر تو آشپزخونههای رستوران بینراهی کفگیر خوردن. دو سه بار گذاشتم تو ماشین، ولی فقط سطحی تمیز میکنه.
فکر میکنم از لحاظ تمیزی وسواسی شدم یکم. نه اینجوری که بگم باید همه چیز رو تمیز کنم و لذت میبرم که اسفنج بکشم و همه چیز تمیز بشه، یا جارو کنم که گردوخاک جمع بشه، نه. من تمایل دارم همه چیز به خودی خود تمیز بشه (بهتر اینکه تمیز باشه از ازل) چون خستم. دیشب خوابم نمیبرد چون یادم میوفتاد خانمی که میاد کمکمون میکنه خونه رو تمیز نگهداریم یه کارایی میکنه که باب میلم نیست، مثلا تو خونهی قبلی لباسای تمیزو از لباسشویی برمیداشت میذاشت توی بیدهای که هفته قبل تمیز کرده بود. یبار بهش گفتم بذار تو این سبد قرمز. اون دفعه گذاشت، ولی دفعات بعدش نه! هفتهی پیش دیدم که لباسای تمیزو گذاشت تو سطل لباسای کثیف و برد آویزون کنه. بعد که گفتم خوب اینکه تمیز نیست، چیکار کرد گذاشتشون زمین، چون "زمین تمیزه". رو زمین تا کرد. مثلا با اسفنجی که ظرفارو میشستیم، روی کابینتارو با مواد شویندهی دیگه مثل شیشه پاککن یا الکل تمیز میکرد. اینقدر به همهی کاراش فکر کردم که تصمیم گرفتم بهش بگم دیگه نیاد، دیگه خودم سرکار نمیرم و تمیز میکنم. تمیز نمیکنما، یکی دیگه رو میگم بیاد، حداقل امید داشته باشم.
چند هفته پیشم ساعت چهار از خواب بیدار شدم، ولی تا دوش نگرفتم و موهامو نشستم نتونستم دوباره بخوابم. موهامم داره حسابی میریزه، کشی که دوبار میچرخوندم تا موهامو دماسبی ببندم، الان سه دور میچرخونم و اینکه اضافی هم میمونه. به نظرم ازین نرم کنندهاس که مجبور شدم استفادش کنم چون کریسمس بهم کادو دادن. این هفته شامپو و نرمکننده تقویت کننده میخرم. به دکتر پوستم باید پیام بدم شاید قرصی چیزی داد، گرچه الان هرچیزیو احتمالا بالامیارم.
نهار خیلی خوشمزهی کوکوی کدو با هویج خوردیم، کدوش مهمه چی باشه. کدوی دراز که شکمش قلبمهاس،
Zucchina trombetta
الانم فصلشه. وقتی فصلش تموم شه دیگه این غذا از منو خارج میشه.
این کدو رو حلقه حلقه میکنیم با هویج و میذاریم ده دقیقه بپزه حرارت کم وسطش یبار هم میزنیم، در حین اینکه میپزه دوتا تخممرغ میزنیم با هر ادویهای که میخوایم و پارمزان رنده شده. اینو میریزیم رو کدو هویج و درشو میذاریم ده دقیقه. بعد کوکو رو برمیگردونیم و بدون در ۵ دقیقه میذاریم بپزه. خوشمزگیش اینکه سریعه. حسن دیگهای نداره حقیقتش. شام ولی راگو درست کردم خیلی خوب شد. یه عالمهاش هنوز مونده که فردا بخوریم. مشکلش اینکه بهم رفلاکس داده. البته در این شرایط همه چی بهم رفلاکسو، اسید معدهو، سنگینیو، تهوعو، بادو، ورمو سردرد میده. حتی موز. حتی برنج. نمیدونم چی بگم؟ فقط اون پنج الی هفت دقیقهای که دارم میل میکنم حال خوشی دارم. در قبل و بعدش و همیشه و همواره احساس نامطلوب نابهبودی دارم. حالا همه دکترای دنیا بگن این فیزیولوژیکه، بیماری نیست. یعنی چی اصلا این جمله؟ ببخشیدا؟ یعنی چی؟
از دست دوستاییم که دکتر شدن هم اندوهگینم. استوریاشون فقط دربارهی تشخیصای بیماراشونه آدم نمیفهمه. بعدم یه سری ایموجی میذارن، من برای اینکه احساس تنهایی نکنن همون ایموجی که تو استوری گذاشتن رو بهشون ریپلای میکنم. مثلا
Hshsj Jajsjw 😱😱😱😱
من میگم 😱😱😱
اونا فکر میکنن فهمیدم. بعد میگن چه خبر؟ من عکس کدهای نوشته شده توسط هوشمصنوعیهای خنگ رو میفرستم میگم میگذره دیگه چیکار کنیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر