۲۴ خرداد ۱۴۰۵

جام جهانی

 جام جهانی شروع شده اما من هنوز تو مودش نیستم. نمی‌دونم اصلا تو مودش می‌رم یا نه. هیچ چیزی شبیه جام جهانی رویایی ۹۰ نمیشه. اون موقع که با س و س و بابا دونه به دونه بازی ها رو تماشا می‌کردیم. زیر باد کولر و من همیشه مسلح به پتو نرم خودم رو مبل دست راست نزدیکترین به تلویزیون بودم، س و س هنوز کوچیک بودن مبلهای دست چپ مال اونها بود و بابا مبل رو برو . بعد هر بازی بابا کاغذ جدول بازی‌ها رو در میاورد نتیجه رومی‌نوشت و امتیازها رو حساب می‌کرد و ما هم دورش بودیم انگار که داریم یه مراسم و ایین مهمی رو به جا میاریم. من طرفدار برزیل بودم گاهی زیر آبی طرفدار ایتالیا. گذشتن از اون تیم خوشتیپ برای یه دختر نوجوون محال بود. س اول طرفدار آلمان و س دوم طرفدار ایتالیا، بابا هم بین تیمهای ما می‌چرخید و گاهی برای اینکه مزه بازی رو بیشتر کنه طرفدار تیم مقابل. تمام روز در حال کُری و کل کل کردن بودیم. اما سر بازی قانون این بود که کسی حق نداره بره رو اعصاب کسی که صاحب بازیه. سکوت نسبی بر قرار بود و فقط فریادهای هیجان بازی بلند بود. اون فضا یکی از شیرینترین و امنترین فضاهای زندگیم بوده برام.

جام جهانی شروع شده اما من هنوز تو مودش نیستم. جای بابا خیلی خالیه و ممکنه هرگز دیگه تو مودش دیگه نرم.

هیچ نظری موجود نیست: