جام جهانی شروع شده اما من هنوز تو مودش نیستم. نمیدونم اصلا تو مودش میرم یا نه. هیچ چیزی شبیه جام جهانی رویایی ۹۰ نمیشه. اون موقع که با س و س و بابا دونه به دونه بازی ها رو تماشا میکردیم. زیر باد کولر و من همیشه مسلح به پتو نرم خودم رو مبل دست راست نزدیکترین به تلویزیون بودم، س و س هنوز کوچیک بودن مبلهای دست چپ مال اونها بود و بابا مبل رو برو . بعد هر بازی بابا کاغذ جدول بازیها رو در میاورد نتیجه رومینوشت و امتیازها رو حساب میکرد و ما هم دورش بودیم انگار که داریم یه مراسم و ایین مهمی رو به جا میاریم. من طرفدار برزیل بودم گاهی زیر آبی طرفدار ایتالیا. گذشتن از اون تیم خوشتیپ برای یه دختر نوجوون محال بود. س اول طرفدار آلمان و س دوم طرفدار ایتالیا، بابا هم بین تیمهای ما میچرخید و گاهی برای اینکه مزه بازی رو بیشتر کنه طرفدار تیم مقابل. تمام روز در حال کُری و کل کل کردن بودیم. اما سر بازی قانون این بود که کسی حق نداره بره رو اعصاب کسی که صاحب بازیه. سکوت نسبی بر قرار بود و فقط فریادهای هیجان بازی بلند بود. اون فضا یکی از شیرینترین و امنترین فضاهای زندگیم بوده برام.
جام جهانی شروع شده اما من هنوز تو مودش نیستم. جای بابا خیلی خالیه و ممکنه هرگز دیگه تو مودش دیگه نرم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر