۱۵ مهر ۱۴۰۵

یه نارنگی ما را از خفگی نجات داد

 به نظرم سوار شدن اتوبوس و مترو یه آداب و مراسمی داره که هرکسی از پسش بر نمیاد. شایدم یه نوع پوست کلفتی خاصی میطلبه که همه ندارنش. شاید دارم اغراق میکنم ولی نظر من همینه! اتوبوس و مترو جای ضعیفا نیست. اتوبوس بیشتر!

حالا که هوا خوب شده، جهت صرفه جویی و نگرفتن اسنپ برای رفتن به تراپی از اتوبوس استفاده میکنم. اولش انگار که دوباره به تنظیمات کارخونه برگشته باشم، کاملا زیر فشار جمعیت له شدم و پام سه بار لگد شد. بعد چند بار یاد گرفتم، قبل اینکه اتوبوس بیاد کجا وایستم و کمین کنم. چه جوری وارد شم. سوسکی چه جوری از جمعیت رد شم برم ته اتوبوس که کمتر له شم. قبل اینکه لگد بشم جا خالی بدم و اونقدری تیز و بز باشم که صندلی خالی رو بدون دعوا و با حق خودم بدست بیارم.

امروز داشتم بو میکردم ته اتوبوس دقیقا چه بویی میده، چیز خوبی نبود! ترشیدگی یه چیزی، یا انباری قدیمی، یا بوی دریچه آشپزخونه‌های کترینگی، یا بوی کباب مونده که رسیدم به بوی نارنگی. همه‌ی اون بوها از بین رفتن. بقل دستیم داشت نارنگی پوست میکند. نگاهش که کردم، نگاهمون به هم خورد، گفت میخوری؟ گفتم نه نوش جونتون! همین بوش من رو نجات داد! ازین به بعد باید یه نارنگی تو کیفم داشته باشم برای جلوگیری از خفگی ناگهانی.

خانم بقل دستیم بعد از اینکه کامل نارنگیش رو خورد ازم پرسید قیمت گوشت چنده؟ سه میلیون؟ گفتم نمیدونم والا! خندید و گفت خوشبحالت که نمیدونی. تو دلم گفتم اگه قیمت تخم مرغ، آرد، شکر، کره، شکلات، کاکائو رو ازم خواسته بودی. میتونستم به ساعت بازار بهت نرخ رو بگم.

۸ نظر:

  1. آیا خانم نارنگی از همه همین سوال رو می کنه آمار بگیره کی می دونه کی نمی دونه؟ یا خودش واقعا می خواد قیمت گوشت رو بدونه؟ اگه این دومی که خب خوش به حال خودش هم هست، پس چرا به تو گیر میده؟

    پاسخ دادنحذف
  2. من یه شیشه ی کوچیک قهوه دارم توی کیفم، اونو بو می کنم.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. آخ چه ایده خوبی . خیلی بوها حالم رو بد میکنه از رو دستت تقلب میکنم پس

      حذف
    2. برای من کمک کننده ست :*

      حذف
  3. واقعا اتوبوس و مترو سوار شدن مهارت ویژه ای میخواد

    پاسخ دادنحذف
  4. صد ساله انگار سوار مترو نشدم :/

    پاسخ دادنحذف
  5. واقعاً همین که میگی یه قانون نانوشته داره. مثلاً کی باید بدویی تا از مترو جا نمونی. کجا باید وایسی. کدوم ایستگاه باید جمعیت رو عقب بزنی و آروم آروم به در نزدیک شی که بتونی بدون دردسر پیاده شی. کدوم آدم ممکنه پاشه و ایستگاه بعد پیاده شه تا بتونی سریع بشینی :)

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اینکه وقتی نزدیک ایستگاه می شی از حرکات مسافرایی که نشستن میفهمی کدوماشون قراره پیاده بشن :))

      حذف