۱۵ مهر ۱۴۰۵

توصیف کوتاه از چلهٔ دوم

​خواستم لبیک بگم به خواسته نغمه، یکم از چله دوم بگم. خرد امروز راجع به این بود: می‌خواهم چه کسی باشم؟ نه برای رسیدن بلکه برای دیدن جایی که ایستاده‌ام. برای خودمون یک قصد شفاف تعریف می‌کنیم و الویت بدیم که کدوم قسمت شخصیت‌مون غنی‌تر بشه در جهتش گام‌های کوچیک برداریم و در طول روز بهش توجه کنیم. در مجموع انگار یک جور ذهن آگاهی یا مایند‌فولنس هست. سعی می‌کنی در طول روز به بدنت به آنچه که داری می‌خوری یا گوش می‌دی توجه کنی، البته بدون قضاوت یا برچسب زدن. شده حتی توجه به یک کشمش. صبح که فایل تمرین امروزش رو باز کردم، یاد تمرین کارگاه آیدا افتادم. اینکه چطوری خودم رو می‌خوام معرفی کنم. در طول دوران زندگیم من آدم بی‌قرار و اغلب در حال دویدن بودم و هستم. اما دلم می‌خواد یکم بیشتر مکث کنم، یکم بیشتر به جزئیات اهمیت بدم. برم توی عمق شنا کنم. امیدوارم حداقل با این چله یکم قرار بگیرم. البته تا این پنج روز می‌تونم بگم تمرینات رو درست انجام ندادم. من آدم سرعتم در حالیکه حتی توی یوگا هم وقتی آروم‌تر تمرین می‌کنی اگر درد یا کشش بیشتر رو تجربه کنی، حرکت‌ها به جون عضله‌هات می‌شینه. نمی‌دونم می‌تونم از پسش بربیام یا نه اما دلم می‌خواد یکم ذهنم رو خاموش کنم و فقط در آرامش و سکون نگاه کنم. 

۲ نظر:

  1. آخیی قربونت برم :* ممنون که در موردش نوشتی. خیلی دلم می خواست بدونم چیه. پستتو دو بار خوندم.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیزززززم :*** اتفاقا خیلی تو ذهنم بود که ازش بنویسم اما نمی‌تونم حق مطلب رو ادا کنم. چون خودم هم تمرین‌ها رو بنظرم درست انجام ندادم

      حذف