▼

۱۳ مهر ۱۴۰۵

با دست گوشی‌ییت به بوراتای من دست نزن.

 بلیط خریدیم آخر اکتبر بریم ناپولی. بسیار شادمانم. بسیار پیتزاها و اسفولیاتلّه‌ها و پستیره‌ها و باباها و کلی چیزهای خوشمزه‌ی دیگر خواهم خورد. برای قطار کد تخفیفی که از سر کار بهم میدادن رو زدیم، واسه یه بلیط کار کرد ولی واسه یکی دیگه نه. در همین حین، زمان برای خرید بلیطم داشت تموم میشد. بلیطو خریدیم دو دقیقه بعدش دیدم یه سایت دیگه هم هستش از سر کار، که کد تخفیف میده. اینطوری ۱۵ یورو هم از دست دادیم، افسسوووسسسس، و استرس. به فکرم زده که ایمیل بدم و بگم نمیتونم سفر کنم چون *حاملگی پرخطر* و هزینشو پس بدن و دوباره بلیطو با تخفیف بگیرم. وای من چرا اینجوریم واقعا؟ بس کن دیگه. خریدی تموم شد.

دیشب شام رفتیم پیتزا خوردیم. میشد آشپزخونه رو از روی میزها دید. من دیدم اون پسری که قراره بوراتای منو بذاره رو پیتزا داشت با گوشیش بازی میکرد، بعد بوراتای منو با همون دست گوشی‌ییش گذاشت رو پیتزا. وقتی پیتزارو آوردن اینقد قیافم درهم بود خانوم گارسون گفتش چیشد چیزی شده گفتم اره اون اقا دستشو نشُست. معذرت‌خواهی کرد حسابی و برد برگردوند و پسره دستشو با رغبت شست و دوباره پیتزا درست کردن و برام آوردن، آخرشم پول اون پیتزارو نگرفتن و کلی معذرت‌خواهی کردن.

امروز قیمه درست کردم و نهار و شام همونو خوردیم. در میانه‌ی پروسه داشتم فکر میکردم که دستپختم رو از دست داده‌ام چون قیمه رنگ و بوی قیمه نمیداد. البته با این قابلمه‌ها اصلا راحت نیست. شعله‌ی گازمونم خیلی قویه و همه چی رو میسوزونه، مثلا کوکوها و نیمرو درست کردنشون واقعا سخت شده. همینطور پنکیک و کوفته‌قلقلی و کباب تابه‌ای. خیلی خوش‌شانس که ایو خوش غذاست و خوش‌شانس‌تر که نمیدونه قیمه باید چطوری باشه، یا کشک بادمجون، یا آش، یا فسنجون، یا خورش بادمجون، یا ته‌چین. حتی من خوشم نیاد هم هرچی باشه ایو میخوره. اخیرا هرچی درست کردم مدیکور شده. امروز قیمه مناسب بود، شیش از ده. ولی ترشی یکو یک که از سوپرمارکت ایرانی خریدم اصلا خرچ‌خرچی نیست، و ترشی معدم رو فدا کردم برای هیچی. در کل میدم سه از ده.

امروز ۱۲ تا زیرپوش نینی‌ هم خریدم. خیلی گرونتر از لباس بیرونی نینی بودن. هم مامان من هم مامان ایو همش گفتن زیرپوش بگیرین، زیرپوش مهمه. به حرف اونا گرفتیم. امروز روز آفتابی زیبایی بود پس کلی پیاده رفتیم. یه تعطیلات جدید اختراع کردن به مناسبت روز تولد امام‌ فرانچسکو و خوبیش اینکه برای تعطیلاتی که میوفته شنبه یکشنبه، حقوق اضافی میدن و اینکه تو خیابونمونم جشن بود، و روز آفتابی زیبای قدم‌زدنی و پیرهن پوشیدنی بود.

قبلا میدیدم لباس تبلیغاتی ایام حاملگی همشون سرهمی هستن هی فکر میکردم که این خیلی ناراحته برای مدام جیش کردن. الان هر کشی پایین یا بالای شکمم باشه به نوعی اذیت میکنه که فقط میخوام با پیرهن زندگی کنم. نمیخوام زمستون بیاد، انحصارا به این دلیل. امیدوارم ناپولی هم آفتابی و زیبا باشه وقتی میریم. قراره خیلی خوش بگذره امیدوارمممم. یامی یامی کلی پیتزا و ماهی تازه.

۲۰ نظر:

  1. چه پست خوش‌مزه‌یی 😋

    پاسخ دادنحذف
  2. خوش بگذره خیلی زیاد🤩

    پاسخ دادنحذف
  3. اصرار مامان ها به زیر پوش:))حالا جدی، خیلی لازمه

    پاسخ دادنحذف
  4. ممنون که لینک گذاشتی برای غذاها، چون من هر بار می رم سرچ می کنم ببینم چیه :* گاز شما خارجیا هاره. همه اطرافیانم که خارج از ایرانن همین مشکلو دارن. کاش مسئولین خارج رسیدگی کنن.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. خونه‌ی قبلیمون خوب بودا، این خونه هم آب هم گلز خیلی فشارشون زیاده. شیر گازو گذاشتم رو ۶ درصد ولی همچنان خیلی قویه. به علاوه قابلمه‌ها رو هم عوض کردیم و اون یکم تاثیرش بیشتره:(((

      حذف
  5. من خیلی وقته خورشهای ایرانی رو تو instant pot درست می کنم - می دونم تو فرانسه و انگلیس هم هست و اگه پیدا کنی ریسک رو صفر می کنه و تقریبا هر دفعه عالی میشه.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. جالبه
      پیاز و گوشتو لپه رو خام با مقداری آب و ادویه خام میذارید توش؟
      باید یه جا برای تو آشپزخونه درست کنم پس

      حذف
  6. لباس نی نی همیشه گرون تره و آدمو ورشکسته می‌کنه

    پاسخ دادنحذف
  7. با دست گوشی‌یی خیلی خوب بود ویلانل :)))))))))

    پاسخ دادنحذف
  8. ناپولی باید خیلی قشنگ باشه ویلانل خوش بگذره :****
    عاشق اون‌م که می‌گی خداروشکر همسرت نمی‌دونه قیمه باید چه‌جوری باشه با غذاهای دیگه 🤭😜

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. وای مرسییی:****
      آره نه تنها نمیدونه اصلش باید چطور باشه، که حتی در حافظه‌اش نمونده مثلا تو فلان رستوران یبار خوردیم یا فلانی برامون درست کرده یا قبلا درست کرده بودم و اینطوری نبوده:>
      اسم غذاهارم یاد نمیگیره، این قسمتش رو مخمه:))))

      حذف
  9. با دست گوشی‌یی :))))))
    دست به گوشی و وسایل از کرونا برام یک خط قرمز دیگه‌ای تعریف کرد. من برا اون نی نی هم اگه بشه براش بافتنی درست کنم بپوشه🥰🥰

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. واقعنم باید خط قرمز باشه. گوشی رو میبرن دسشویی، میذارن رو روشویی، دوباره دست میگیرن میبرن تو آشپزخونه و به مواد خوراکی دست میزنن>_<
      بعد فکر میکنن تو دسشویی دستشونو شستن شاهکار کردن.
      قوربونت چقد مهربونی:************** همین که به این فکر افتادی خیلی خوشال شدممم:*** 3>

      حذف
    2. آخ آخ دقیقاً. چقدر لوپ حرکت گوشی رو درست تعریف کردی🥹🥹
      خدا رو چه دیدی بلکه روزی شد رسوندم بافتنی برا نی نی ❤️❤️
      کاری نکردم عزیزم که 🥰🥰

      حذف
    3. :**** چقد مهربونییی 3>

      حذف