۱۳ مهر ۱۴۰۵

استراحت

​امروز خیلی بی‌جون بودم. دلم می‌خواست زود از سرکار بیام خونه، یه حال سرما خورده طور دارم. اما تا همون ساعت همیشگی موندم. دلم نمی‌خواست ورزش کنم نیم ساعت مونده بود کلاس شروع بشه به مربی پیام دادم، اونم گفت استراحت کن. بنظرم می‌خواستم عذاب وجدان ورزش نکردنم رو کم کنم. برای فردا نهار یه چیزی باید درست می‌کردم. چندتا حبه سیر رنده ریز کردم، توی قابلمه یکم روغن کرمانشاهی ریختم بهش زردچوبه اضافه کردم، بعد هم سیر‌های منتظر رو رونهٔ قابلمه. بوی سیر خونه رو برداشت سریع پاچه باقالاهای سبزی که قبلا شیدا بهم داده بود رو بهش اضافه کردم توی روغن یه تفت کوچولو خورد و سر آخر هم شوید و آب. به جای سوپ باقالا قاتوق درست کردم. 

۸ نظر:

  1. به‌به... چطوریه که آدم همون موقعهایی که حتا خیلی بی‌انرژیه آشپزی رو میتونه؟ :)

    پاسخ دادنحذف
  2. پاچه باقالا؟ چه با نمک نشنیده بودم

    پاسخ دادنحذف
  3. همه بی حوصله‌ایم

    پاسخ دادنحذف
  4. به به نوش جان. من خیلی باقالاقاتوق دوست‌دارم و درست می‌کنم همیشه.

    پاسخ دادنحذف
  5. به‌به
    بوش تا اینجا اومد. ایشالا زودی بهتر شی

    پاسخ دادنحذف