۱۵ مهر ۱۴۰۵

روز ۱۲۸ _ کلام حافظ

 صدای استاد شجریان تو خونه پیچیده. دارم آب گلدون‌ها رو عوض می‌کنم و کیف می‌کنم با صداش. پنجره بازه و هوای ملایم خنکی به صورتم می‌خوره. تمام تزئین دور گل‌ها رو باز کردم. من گل بی‌تزئین وحشی دوست‌دارم. شجریان همیشه حالم رو خوب می‌کنه. از حافظ بخونه که چه بهتر.

نذر‌کردم گر از این غم به‌در آیم روزی

تا در میکده شادان و غزل‌خوان بروم

https://www.instagram.com/reel/Dd7E8w4NfaS/?stkn=MTB4eTQ2MjFwZ2hraQ==

دخترک هم داره گوش می‌ده و اعتراضی نداره.از بچگی عادت داره به شنیدن صدای شجریان و خولیو و فیروز.  رفته تو اتاقش سعی می‌کنه لباس بپوشه و خوش‌تیپ کنه. Sisi جونش داره میاد دیدنش. دوست صمیمی ۶ سالگی تا حالا. اولین سالیه که به‌خاطر انتخاب رشته از هم دور افتادن. 

راستش خیلی حوصله ندارم واسه مهمون. اما به‌خاطر اون گفتم باشه. دارن ناهار میان. می‌خوام پیتزا بگیرم. باهاشون راحتم. 

دلم یه سیگار بی‌دغدغه می‌خواد.

هنوز چند دقیقه وقت دارم. از ۴ شنبه تا حالا یه سیگار هم نکشیدم. و این عجیبه برام. 

خرم آن روز کزین منزل ویران برم

راحت جان طلبم وز پی جانان بروم 

۸ نظر:

  1. دزیره خانوم سیگار اینقدم چیز خوبی نیستا فاصله هاش هر چی بیشتر بهتر 😎

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. آره آره، می‌دونم نیلی قشنگم 🙈🤭 به خدا روزی یکی یا دو تا بود نهایتاً. حتماً کم‌ترش می‌کنم قول :**

      حذف
    2. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

      حذف
  2. خیلی حال می ده برای مهمون غذا از بیرون بگیری. روز خوبی داشته باشی :*

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. بهترین چیز بود نغمه. آخه ما کلاً مهمونی ناهار سختمونه. واسه همین جات خالی پیتزای به‌موقع خوبی بود :)
      تو هم روز خوبی داشته باشی عزیزم :*

      حذف
  3. تا در میکده شادان و غزلخوان بروم🩵

    پاسخ دادنحذف
  4. بیا با هم پی جانان برویم :)

    پاسخ دادنحذف