Arleta _ Mia fora thymami ✨️
ساعت نزدیک ۱۲ ظهر بود. تنها نشستهبودم رو مبل و تو اینستا میچرخیدم تا دخترک از خواب بیدار بشه و ناهار بریم خونهی مامان اینا. یوهو تو یه استوری این آهنگ یونانی، پلی شد. دیدم وای از اوناست که باید برم پیداشکنم و دانلودش کنم. هی چندبار اون ریلز دو دیدم و بعد هم آهنگش رو دانلودکردم. هیچی دیگه رفتم تو خلسه و شد مانترای امروز من. گذاشتمش رو تکرار و هی گوشکردم. هی گوشکردم.
معنیش هم خیلی قشنگ و وصفحالم بود.
اصولاً هرچیزی مربوط به یونان میشه من رو بهخودش جذب میکنه. اولها فکر میکردم چون اسمم یونانیه اینطوریه. حالا شاید هم ربط داشته باشه! اما بعد دیدم کلاً دوسش دارم. موسیقیشون و زبون سخت قشنگشون. عقبهی تاریخی و باستانیشون، شهرها و جزیرهها و کافههای محشرشون...
اسپانیا و یونان واسم یهجور دیگهای هستن. یه جور قشنگی که خوشم میاد. یه عالم پیج رقص فلامینگو سیو کردم که اگه تونستم یاد بگیرم و برقصم. 💃💃💃اعتماد به نفسم تو چهل و هشت سالگی ستودنیه آی نو :)) اون رقص و لباس مخصوص سنسوالیتهطور، مدل مو و آرایش قشنگشون، خشمی که با یه لبخند خاص رو صورت رقصنده میشینه و اونطور وحشی و زیبا روی صحنه حرکت میکنه...وای خیلی خوشم میاد و دوستدارم. جزو آرزوهام در کنار داشتن دار قالیبافی توی خونه، بلدشدن رقص اسپانیش هم هست :) آرزوهام زیادن. باید ببینم چهطور پیش میره.
امروز همش مغزم فلشبک میزد به هفتهی پیش و بیمارستان. همش میگفتم هفتهی پیش اینموقع اینطور بود و اونطور بود. بهزور خط میزدم افکار منفی لعنتی رو. نگاه دخترک میکردم و برمیگشتم به زمان حال.
خونهی مامان اینا تونستم ظهر برم دوباره تو اون نقطهی دنج محبوبم و بعد از ده روز راحت بخوابم. یه چرت قیلولهی خوب و نرم. با همون پیراهن کلهغازی قشنگم که گلهای سرخ ریز توش داره؛ خوابیدم رو فرش و کیف کردم. بعدش قهوهی محبوب وعدهی پنجشنبهها رو دمکردم و پشتبندش هم یه چایی دبش تازهدم. ( سلام نیلی جونم جات خالی) .
امروز تقریباً یه پنجشنبهی عادی قشنگ و خوب و آروم بود.
و خدا رو شکر بابت این آرامش
پ.ن: برای این شبهایم
"من آرام شدهام، آرام
آنقدر که یک خورشید و یک ماه را
میتوانم چون مادری
دو طرفِ سینهام بخوابانم
و بگویم تحمل کنید تحمل
باید ادامه دهیم"
شهرام شیدایی
دزیره چرا انقدر چیزای سخت دوس داری؟ :)) یونانی به نظرم خیلی سخت میاد.
پاسخ دادنحذفمن عاشق یادگرفتن زبانها و گویش های مختلفم نغمه جونم. آزار دارم :))
حذفرقصشون منو خیلی غمگین میکنه..:(
پاسخ دادنحذفدقیقاً...چون یه فلسفهی خاصی داره لونمای عزیزم. حالا یه بار میگم ازش.
حذفرفتم رقص فلامینگ نگاه کردم. چه حس بدوی طبیعی جالبی داره. انگار واقعا یه فلامینگو داده برای جذب کردن جفتش میرقصه. خیلی قشنگ بود. یکم هم حس سماع بهم داد.
پاسخ دادنحذفچه جااب که رفتی دیدی و چه تعبیر قشنگی مهتاب :**
حذفچایی خوردن من توی ذهنم شده چایی همراه با دزیره و چقدرم مزه میده 😍 قربونت منم دیروز داشتم فلش بک میزدم به هقته پیشت و بیمارستان. تو که دیگه سهله ❤️
پاسخ دادنحذفآخ عزیزم چه خوب 😍 کاش یه روزی با هم چایی بخوریم به خداا
حذفقربونت برم من که انقدر مهربونی. خداروشکر که گذشت نیلی جونم ❤️
داشتن یک دار قالیی متوسط توی خونه کار سختی نیست. از این شروع کن!
پاسخ دادنحذففلامینگو هم عالیه، اما من که استعدادی توش نداشتم، بس که میخواستم ریتم ریاضیش رو زودتر از حرکت عملی یاد بگیرم.
شهاب یه دونه دار کوچیک گلیمبافی تو خونه دارم. اما دلم یه بزرگش رو میخواد که واقعنی بشینم پاش و ببافم. هم خونه کوچیکه هم دوست عزیز خوشش نمیاد و رضایت نمیده :) اما به نظرم میگیرمش بالاخره ؛)
حذفیه استعداد کمی تو فلامینگو دارم. تو هم شاید داشته باشی ولی غرق ریاضی بودی نمیدونی هنوز 😉
برای فلامینگو و چاچا تلاشهای نافرجامی کردم. خیلی آدمآهنیطور و مکانیکال بدنام رفتار میکرد. پارتنرش خوبی برای شکوه نبودم تو این کار.
حذفوای چه جالب شهاب :) باید رها کنی خودت رو توی رقص شاید شد.
حذفوای یونان من عاشقشم. بیا یه سفر بریم یونان 😍
پاسخ دادنحذفبهبه من پایهام سایه 😍
حذفاصلاً تو دنیای موازی هممون قرار بذاریم سانتورینی و دل سیر تو اون کافه قشنگا گپ بزنینم و بنوشیم و معاشرت کنیم 🥲🥂
سانتورینی اداییه!
حذففقط کِرِت ...
باشه قبول
حذفکرت قرار میذاریم ؛)
من پایهام 🫠
حذفدمت گرم رفیق پایهی قشنگم 😘
حذف