چندسالیه این وقتا سفر میریم، بین تولد الف و ف رو میگیریم و چند روزی خوش میگذرونیم. صبح رفتم مانیکور پدیکور قبل سفر. ناخن شست پام از جای بدی شکسته بود. گفتم دیگه لاک نزنه. لاک یا ژلیش یا هرچی. زشت بود یکی کح و کوله و کوتاه و زرشکی باشه، بقیه معمولی. به ف مسج دادم که شکسته و زشت شده. گفت خوشگله همهجورش. فردا ظهر قرار داشتیم که بریم.
سر شب ف مسج داد که داییش مرده. تو تنهایی.
اینم از زندگی.
متاسفم جیران جان. برای غم سوگ و از دست رفتن فرصت سفر
پاسخ دادنحذفممنونم جانم ولی شاید سفر انجام بشه ولی کوتاهتر. خاکسپاری چند روز دیگهس
حذفای عزیزم
پاسخ دادنحذف:*
حذفزندگی بیضوی است؟ مودبانۀ زندگی خیلی (روم به دیوار) تخمیه چی میشه؟
پاسخ دادنحذفهیچ کلمهای بهتر از همون نیست رضا بهنظرم. روی منم به دیوار!
حذفچرا باید مودب بود آقا؟ تخمیه دیگه، تخمی
حذفبرای ما که دیگه تخمی تخیلیه
حذفمتاسفم جیران جونم چه بد :(
پاسخ دادنحذفدزیره جونم :*
حذفمتأسف ام :(
پاسخ دادنحذفممنونم شهاب جان
حذفمردن برای شخص مرده خیلی خوبه برای بقیه غم و ناامیدی و مختل شدن موقت برنامه هاس. کاش مردن رو ساده تر بگیریم برنامه هامون رو بهم نزنیم. اخه چیز عجیبی که نیس
پاسخ دادنحذفما هم سفر رو انجام دادیم نیلی جون فقط کوتاهتر میشه زمانش
حذف