۱۴ مهر ۱۴۰۵

اپیزود صد و هفده

چندسالیه این وقتا سفر میریم، بین تولد الف و ف رو می‌گیریم و چند روزی خوش می‌گذرونیم. صبح رفتم مانیکور پدیکور قبل سفر. ناخن شست پام از جای بدی شکسته بود. گفتم دیگه لاک نزنه. لاک یا ژلیش یا هرچی. زشت بود یکی کح و کوله و کوتاه و زرشکی باشه، بقیه معمولی. به ف مسج دادم که شکسته و زشت شده. گفت خوشگله همه‌جورش. فردا ظهر قرار داشتیم که بریم.
سر شب ف مسج داد که داییش مرده. تو تنهایی.
اینم از زندگی.

۱۴ نظر:

  1. متاسفم جی‌ران جان. برای غم سوگ و از دست رفتن فرصت سفر

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. ممنونم جانم ولی شاید سفر انجام بشه ولی کوتاه‌تر. خاکسپاری چند روز دیگه‌س

      حذف
  2. زندگی بیضوی است؟ مودبانۀ زندگی خیلی (روم به دیوار) تخمیه چی میشه؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. هیچ کلمه‌ای بهتر از همون نیست رضا به‌نظرم. روی منم به دیوار!

      حذف
    2. چرا باید مودب بود آقا؟ تخمیه دیگه، تخمی

      حذف
    3. برای ما که دیگه تخمی تخیلیه

      حذف
  3. متاسفم جیران جونم چه بد :(

    پاسخ دادنحذف
  4. مردن برای شخص مرده خیلی خوبه برای بقیه غم و ناامیدی و مختل شدن موقت برنامه هاس. کاش مردن رو ساده تر بگیریم برنامه هامون رو بهم نزنیم. اخه چیز عجیبی که نیس

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. ما هم سفر رو انجام دادیم نیلی جون فقط کوتاهتر میشه زمانش

      حذف